کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 139 ـ 140
معرفی تفصیلی یادمان دهلاویه
فهرست
معرفی * روایتگری و متن ادبی * وقایع خاص * موقعیت ها
معرفی
دهلاویه روستایی است در 12 کیلومتری غرب سوسنگرد که طی روزهای 27/7/59 تا 23/8/59 یکی از نقاط درگیری نیروهای خودی و دشمن بود و بین آنها دست به دست میشد. تا آن که حدود 10 روز بعد در تاریخ 24/8/1359 دهلاویه اشغال گردید. در 26/3/60 نیروهای شهید چمران، طی عملیاتی دهلاویه را آزاد کردند، لیکن دشمن با حملات خود این روستا را مجدداً اشغال کرد. در این عملیات فرمانده نیروهای خودی (ایرج رستمی) به شهادت رسید و هنگامی که دکتر چمران - فرمانده ستاد جنگهای نامنظم - برای معرفی فرمانده جدید عازم دهلاویه شد، در پشت کانال این منطقه (مکان فعلی یادمان) بر اثر اصابت گلوله خمپاره دشمن به شدت مجروح شد و هنگام انتقال به اهواز به شهادت رسید. بعد از این عملیات، دشمن با وجود در اختیار داشتن دهلاویه آن را تخلیه کرد و در غرب آن مستقر شد. به این ترتیب روستای دهلاویه از دشمن خالی شد، در حالی که در تصرف خودی نیز قرار نگرفت. در طی عملیاتهایی، شهید علی غیور اصلی و رزمندگان ستاد جنگهای نامنظم به فرماندهی شهید چمران تلاشهایی برای آزادسازی مناطق اشغال شده انجام دادند تا این که در 27/6/60 در عملیات شهید آیت الله مدنی، این روستا آزاد شد. از آن هنگام تا عملیات (8/9/60) غرب دهلاویه خط مقدم نیروهای خودی بود. در نزدیکی روستای دهلاویه یادمانی واقع شده که محل شهادت دکتر مصطفی چمران (وزیر دفاع و نماینده مجلس) به همراه تنی چند از همرزمانش میباشد.
http://www.real4u.ir/8912.aspx
روایتگری و متن ادبی
خاک اینجا، بویش، نگاهش و مظلومیتش آشناست. اینجا روستایی است در غرب سوسنگرد که در موقع هجوم شیاطین و جلود ابلیس، جبهه مقدم شهر سرخ سوسنگرد بود. اینجا زمانی نه چندان دور دخترانش با خون حنا می بستند و سر هر کوچه کبوتری حجله داشت.
دهلاویه نامی است آشنا که با نام شهید دکتر مصطفی چمران عجین شده.
چمران یعنی 49 سال زندگی با شرافت. یعنی شجاعت، عزت، رقت قلب.
چمران یعنی بالاترین نمره. یعنی بیست و یک. یعنی پشت پا زدن به دنیا غرّی غیری گفتن و سه طلاقه کردن دنیا.
چمران یعنی فرمانده خاکی. یعنی تواضع، فروتنی، متانت و یک دنیا آقایی و بزرگی.
چمران یعنی دکترای رشته فیزیک پلاسما و گداخت هسته ای. یعنی شاگرد اول دانشگاه برکلی کالیفرنیا و تگزاس.
چمران یعنی روحیه انقلابی و بسیجی. یعنی کماندو. یعنی پر کار و خستگی ناپذیر.
چمران یعنی مطیع امام و عامل به تکلیف. یعنی دنیا گریزی....
دهلاویه چمرانت کجاست؟!
چمران را با کلمه و واژه نمی توان بیان و توصیف کرد چون او فرشی نبود؛ عرشی بود.
چمران فراتر از ادراک من و تو است. اینقدر بزرگ بود که دنیا برایش تنگ شده بود، زندان شده بود، او پیله را پاره کرد و پر زد تا افلاک.
چمران خانه به دوشِ بی خانه! آری بی خانه. او خانه نداشت. همیشه مسافر بوده و در سفر. آخر هم به مقصد و مقصود رسید.
چمران را باید خلاصه کرد در چمران، چمران فقط چمران است و بس...
اما دهلاویه یعنی ده روز مقاومت سر سختانه. یعنی شیرینی بعد از تلخی.
دهلاویه یعنی عملیات شهید آیت الله مدنی.
دهلاویه یعنی وحشت، اضطراب و ترس، یعنی گلوله، تانک، تیر و ترکش و خمپاره از زمین و هوا.
دهلاویه نامی است که کم کم دارد فراموش می شود؛ مثل نام چمران...
دهلاویه یادگار حماسه مردانی است که مردانگی کرده اند.
دهلاویه ایستگاه سوار شدن به خانه خداست و رفتن به افلاک.
دهلاویه یعنی یک جهان راز و رمز.
دهلاویه یعنی سرزمین لالههای سرخ و شقایقهای پر پر، دهلاویه سند مظلومی ملتی آزاده و سربلند است. هنوز بوی باروت در هوا موج میزند، هنوز صدای گریه میوزد و باد مرثیه میخواند. هنوز چمران را میشود دید، صدای ضجه زمین گوش آسمان را پر کرده است.
منبع: برگرفته از کتاب سفر به سرزمین نور (بهزاد پودات) صفحه 40-47
گل چمران در دهلاویه شکفت
كمتر كسي فكرش را ميكرد كه يك روستاي كوچك به اسم دهلاويه كه قبل از جنگ كمتر كسي نامش را شنيده بود، اين همه زائر پيدا كند و مردم از خاكش براي خود يادگاري بردارند. دهلاويه در شمال غربي سوسنگرد، در كنار جاده بستان است. حكايت اين روستاي كوچك شنيدني است.
اواخر آبان ۱۳۵۹ بود. عراقيها قصد حمله به دهلاويه را داشتند، ولي نيروهاي رزمنده دهلاويه خيلي كم بودند. وضع بدي بود. كمك رسيد، چند تا كاميون از انتهاي جاده دهلاويه خودشان را نشان دادند. رزمندهها تبريزي بودند؛ اين همه راه را از آذربايجان آمده بودند براي دفاع از روستاي دهلاويه. بچهها اشك شوق ميريختند.
توان دفاعي دهلاويه بالا رفته بود، ولي آب و غذا داشت تمام ميشد. برنامهريزيها به هم خورده بود. كسي نبود كه از بيرون شهر غذا بياورد. مردم شهر هم دلشان ميخواست اسلحه داشته باشند، اما كسي نبود كه آنها را مجهز كند. نيروهاي مدافع شهر هم يا شهيد شده بودند و يا در جبهه دهلاويه مستقر بودند.
سوسنگرد هم در محاصره بود. درخواست نيرو شد، گفتند اقداماتي براي اعزام نيرو انجام شده است، ولي تجهيز و اعزام آنها از استانهاي ديگر، حداقل دو هفته وقت لازم داشت؛ زمان به سرعت ميگذشت. باران آتش بود، از گلوله خمپاره گرفته تا توپ و كاتيوشا. جنگ بود و دفاع از دهلاويه و سوسنگرد و تنها پنجاه پاسدار تبريزي و نيروهاي مردمي و سپاه سوسنگرد. همين و بس!
بچهها چنان مقاومتي از خود نشان دادند كه عراقيها با بيسيم گزارش داده بودند: «كار در دهلاويه گره خورده است.»
نيروهاي عراقي از سه طرف به سمت شهر پيشروي ميكردند. هيچ راهي براي نجات زخميها و تخليه شهدا وجود نداشت، مگر از طريق رودخانه كه آن هم بلم نياز داشت. دهلاويه سقوط كرد.
چمران دست به كار شد. بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي هماهنگي ايجاد كرد. به بچهها تاكتيكهاي جديد نظامي ياد داد. منتظر دستور امام (ره) بود. بالاخره نيمههاي شب ۲۵ آبان اين دستور ابلاغ شد و صبح ۲۶ آبان نيروهاي ايراني حمله را آغاز كردند.
در جريان بازپسگيري دهلاويه دکتر چمران زخمي شد. آمار شهدا هم بالا رفته بود؛ اما فتح دهلاويه براي رزمندهها مهم بود. بچههاي ستاد جنگهاي نامنظم، يك پل ابتكاري و چريكي روي كرخه ساختند تا راهي براي ورود به اين شهر پيدا كنند.
خرداد ۶۰ درگيري در دهلاويه بالا گرفت. نيروهاي دو طرف آن قدر به هم نزديك شده بودند كه با نارنجك ميجنگيدند. مناجات معروف شهید چمران با اعضا و جوارحش، در همين شرايط نوشته شده است: «اي قلب من! اين لحظات آخرين را تحمل كن... به شما قول ميدهم كه پس از چند لحظه، همه شما در استراحتي عميق و ابدي آرامش بيابيد...»
دهلاويه براي هميشه آزاد شد، اما براي اين آزادياش تاوان بزرگي را پس داد؛ تاواني به قيمت خون پاكترين فرزندان اين سرزمين؛ تاواني به بزرگي خون چمران و دوست سرگردش احمد مقدم. چمران و ديگر يارانش همانجا از قيد زمان و مكان رها شدند و به ياران شهيدشان پيوستند و دهلاويه را زيارتگاه كردند. كسي فكرش را نميكرد اين روستاي كوچك روزي اين همه زائر داشته باشد.
http://www.rahiyannoor.ir/index.aspx?siteid=4&pageid=647
وقایع خاص
شهادت شهید چمران
حضور رهبری در این یادمان
موقعیتها
مشهد شهید چمران و تنی چند از یاران
مزار شهدای گمنام (واقع در حیاط یادمان)
نمازخانه یادمان
نمایشگاه آثار شهید چمران