ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید مرتضی آل حبیب کیالکایی

۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۲
==وصیت نامه==
_ آنانی که قدرت تحمل اسلحه را دارند باید حرکت کنند و به [[جبهه ]] بروند
_ من با [[امام خمینی ]] پیمان بسته ام و او تکلیف را برما تمام کرده است و ا ز حدودی که او مشخص کرده است یک قدم عقب نش ینی نخواهم کرد
_ امروز باید ملاک سنجش را در آنانی قرار داد که جان خود را در طبق اخلاص قرار داده اند و برای نبرد با دشمن اصلی به جبهه میروند.
به حج رفتم در آنجا در مسجد شجره احرام پوشیدم و لبیک گویان به طرف مکه حرکت کردم و بعد انجام عمره تمتع که مرحله مقدماتی مانند(وضو از برای نماز)با لباس احرام از مکه به طرف صحرای سوزان عرفات و مشعر و منی رفتم و گناهان خود را ریخته نزد خدای سبحان پاک و منزه شده و شیاطین را از خود رمی نموده و نزد کعبه اعمال به طواف برخاستم و در کشاکش طواف دل به معبود داده و از هر نظر خود را آراسته گردانیدم و با خدای خود عهد بستم که به جز او معبودی نداشته باشم و همه این موانعی را که در کشاکش زندگی وجود دارد به راحتی پشت سر گذاشته و به مرحله دیگری بعد از حج یعنی جهاد بپردازم که در این راه لحظه ای غفلت را جایز ندانستم و بدان سو حرکت کرده ام که به چنین فیضی نائل گردیده ام که ان شاءالله خدای تبارک و تعالی از ما قبول فرماید، ولی اکنون که مرحله جهاد را پشت سر گذاشته ام به امر به معروف و نهی از منکر که از اصولی ترین مسائل فروع دین میباشد، میپردازم.
ابتدا آن دسته از افرادی که از اول انقلاب با این حرکت اسلامی مخالفت داشته اند که تاکنون نیز کماکان با عناوین مختلف به این عمل ادامه میدهند چه آن گروهک های الحادی و چه منافقین و غیر و... که چون پرکاهی دربرابر گرد باد قرار گرفته باشد یکی پس از دیگری محو شدند و تکلیف م ا هم با این افراد مشخص بود.اما روی سخنم با آن دسته از برادران مخلص و مؤمنی است که طرفدار انقلابند و آدم های درستکاری هستند، ولی خود را در بندهای نیم بند گرفتار نموده اند. یکی خود را به پدر و مادر پیرش بند کرده است.یکی میگوید که همسرش اجازه نمیدهد که به جبهه برود(مثل اینکه ولی فقیه او همسرش است). یکی بدهکاری را بهانه قرار می دهد. یکی میگوید که زن و بچه ام تنها هستند.یکی میگوید که میترسم.یکی سرما و گرمای هوا را بهانه قرار می دهد.یکی ادعا میکند که شغلم حساس است و فتوا می دهد که بهتر است اینجا کار کند. یکی وجود افراد ناسالم را در ارگان های دولتی بهانه قرار می دهد . در نهایت یکی گرانی و نابسامانی بازار که ناشی از جنگ است [را] بهان ه قرار م ی دهد، ولی اگر به این برادران بگوییم د ارای ایمان ضعیفی هستند.برآشفته می شوند و متأسفانه ما هنوز با گذشت چندین سال از انقلاب اسلامی نتوانستیم مسئله ولایت را درک کنیم. وقتی ولی فقیه امر فرمودند که واجب کفایی است به جبهه برویم ،آنانی که قدرت حمل اسلحه را دارند باید حرکت کنند و به جبهه بروند و تا زمانی که فرماندهان اعلام بکنند که نیرو لازم نیست، وجوب از بقیه ساقط میشود که بقیه برگردند و درعین حال آماده باشند که در صورت نیاز و اعلام فرماندهان حرکت کنند.امروز بر هر مسلمانی واجب است اطاعت از ولایت امام، از هیچکس پذیرفته نیست که بگوید من از فلانک تقلید میکنم.امام امر فرموند که ه رکس توان جسمی دارد باید به [[جبهه ]] برود،آنکس که توان ندارد در پشت جبهه خدمت کند.یعنی با این فرمان امام همه نیروها را در خدمت [[جنگ ]] قرار دادند.
اگر فقط اسلام ن یاورده باشیم و ایمان به اسلام هم آورده باشیم در این صورت باید شهر ها از سکنه خالی میشد و همه رهسپار میدان جنگ می شدیم.همین عدم وجود ایمان بود که امام حسین(علیه السلام)در کربلا تنها ماند و شما هم جز اندکی محدود حسین زمان را تنها گذاشته اید،خدا را شاهد میگیرم که حتی اگر امام زمان(ارواحنا الفداء)حکم جهاد بدهند باز حکم جهاد بدهند باز هم عده ای همین بهانه ها را خواهند گرفت.بنابراین، برادران کار را یکسره کنند زشت است که بعد از شش سال جنگ یکی میبینی سه سال در جبهه بوده و یکی سه روز هم نرفته باشد و هر دوتا طرفدار انقلاب باشند. هرکس به اندازه توان باید در این راه شرکت کنند.
۶۸۰
ویرایش