شهیدسیدابراهیم میر سجادی: تفاوت بین نسخهها
جز (Salehi98 صفحهٔ سیدابراهیم میر سجادی را به شهیدسیدابراهیم میر سجادی منتقل کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | سید ابراهیم میرسجادی | + | [[شهید]] [[سید ابراهیم میرسجادی]] |
| − | تاریخ تولد : 1333/10/06 | + | تاریخ تولد : [[1333/10/06]] |
| − | تاریخ شهادت : 1362/12/07 | + | تاریخ شهادت : [[1362/12/07]] |
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | میرسجادی، سیدابراهیم : ششم دی ۱۳۳۳ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش سیدابوطالب، عطار بود و مادرش صفیه نام داشت . تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت . کارگر کارخانه شیشهسازی بود . سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد . برادرش سید محمود نیز به شهادت رسیده است . | + | میرسجادی، سیدابراهیم : ششم دی ۱۳۳۳ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش سیدابوطالب، عطار بود و مادرش صفیه نام داشت . تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت . کارگر کارخانه شیشهسازی بود . سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد . از سوی [[بسیج]] در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، در [[جزیره مجنون]] [[عراق]] به [[شهادت]] رسید . پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد . برادرش سید محمود نیز به شهادت رسیده است . |
نسخهٔ ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۰
تاریخ تولد : 1333/10/06
تاریخ شهادت : 1362/12/07
rId2
زندگینامه
میرسجادی، سیدابراهیم : ششم دی ۱۳۳۳ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش سیدابوطالب، عطار بود و مادرش صفیه نام داشت . تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت . کارگر کارخانه شیشهسازی بود . سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد . برادرش سید محمود نیز به شهادت رسیده است .
وصیت نامه
شهید، سیدابراهیم میرسجادی : ای زمین ! گواه باش و ای زمان ! شاهد باش، در حال رفتن به جبهه ی نبرد حق علیه باطل هستم تا به ندای حسین ( ع ) و نایب بر حقش، خمینی لبیک گویم و اگر خداوند خواست، شهید شوم . همسر عزیزم ! سلام عرض می کنم؛ امید است سلام مرا پذیرفته و سلام گرم مرا خدمت مادر بزرگوارم برسانی و بگویی مرا ببخشد که نتوانستم جبران زحماتش را بکنم . همسر عزیزم ! اگر شهید شدم و نبودم، فرزندمان را طوری تربیت کن که به اسلام خدمت کند . (۱۷۵۳۲۶۷) « این نوشتم تا بماند یادگار / من نمانم خط بماند پایدار » ۳۰/۱۱/۱۳۶۲
منبع
سایت شهدای ارتش