رزمندگان، عملیات کربلای 5 را از آبگرفتگی که در محل جاده زید - حسینیه ایجاد شده بود، شروع کردند.
==خاطرات مرتبط با عملیات کربلا 5==
===عاشورایی جنگیدیم===
سردار حاج محمدکوثری: فرماندهی و مدیریت صحیح، در سختترین شرایط راهگشای مسائل ما در جنگ بود و همچنین تدبیر و تفکر و تعقل در جبهه بسیار بود به طوری که گاه جلسات فرماندهان تا نیمههای شب به طول میانجامید.
===عاشورایی جنگیدیم===
بعد از عدم موفقیت در عملیات کربلای 4، 25 تن از فرماندهان با حضور هاشمی رفسنجانی نماینده امام (ره) در جنگ جلسهای به مدت نزدیک به 40 ساعت برگزار کردند. بحث در فضای باز و آزادی بیان برگزار گردید به طوری که تمام 25 نفر نظرات خود را که هر یک کاملاً جدا از دیگری بود مطرح کردند، چون شرایطی مشورت و نظرخواهی صورت میگرفت. آقای هاشمی رفسنجانی گفت: فرمانده در نهایت گفتند: عاشورایی میجنگیم در مورد نحوه عملیات، شما تصمیم بگیرید.
به اذعان کارشناسان نظامی عراق 93 درصد منطقه شلمچه را مسلح کرده بود.
در دی ماه 1365 صدای فارسی رادیو عراق اعلام کرد: چهار کارشناس برتر نظامی دنیا از جمله از آمریکا، شوروی سابق، انگلیس، و آلمان و فرانسه منطقه شلمچه را دیده و گفته بودند: 93 درصد زمین منطقه از لحاظ نظامی مسلح و مجهز است و هیچ کس نمیتواند از اینجا عبور کند. تا یک هفته بعد منطقه توسط نیروهای ایرانی مورد شناسایی و بررسی قرار گرفت.
سیم خاردارهای حلقوی و فرشی، آب با عمق 30 سانتیمتر که نه با قایق میشد عبور کرد و نه با پای پیاده. مینهای متنوع ضدنفر، ضد تانک و در بین همه این موانع کمین از جمله تجهیزاتی بود که بر سر راه نیروهای ایرانی قرار داشت که البته طراحی آن از خود عراقیها نبود.
برای شناسایی، رزمندهها هر شب از مسیرهای مختلف عبور میکردند و اگر به کمین میخوردند مسیر دیگری را میرفتند و آنقدر این کار تکرار شد تا منطقه به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت.
با الگوگیری از آقا اباعبداللهالحسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) بر متجاوز پیروز شدیم.
ماههای اول جنگ بود که من از کردستان عازم مناطق جنگی جنوب شدم. در آن زمان به اندازه کافی سلاح نداشتیم تا در اختیار نیروهای مردمی و سپاه قرار دهیم. بنیصدر فرمانده کل قوا اعلام کرده بود حتی یک فشنگ به سپاه ندهید و فقط داشتن انگیزه الهی و الگو قرار دادن آقا اباعبداللهالحسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) باعث شد تا ما در عین نداشتن سلاح در برابر متجاوزی تا دندان مسلح پیروز شویم.
داشتن الگویی با قداست، مقاومت و ایستادگی بچهها در عملیات کربلای 5 باعث شد به 10 کیلومتری بصره برسیم و استکبار را به وحشت اندازیم.
ما در طول جنگ دو نقطه عطف داشتیم یک بار با پیروزی در باز پسگیری خرمشهر با عملیات در خاک خودمان و بار دیگر با عملیات کربلای 5 در خاک عراق. در این عملیات عراق با 135 تیپ آمد و در نقاط مختلف از پنج درصد تا 100 درصد ضربه خورد. وزیر دفاع عراق در گزارش خود به صدام گفته بود: در این عملیات ما دو هزار لوله توپ به سمت ایرانیها شلیک کردیم اما آنها مقاومت و ایستادگی کردند.
===یک خاطره===
شب 18 بهمن سال 64، محسن رضایی، همه فرماندهان را جمع کرد و خواست در مورد چگونگی انتقال تجهیزات و پشتیبانی عملیات والفجر 8 صحبت کنند. مهندس پورشریف از برادران بسیجی جهاد سازندگی که شباهت زیادی در اخلاق و رفتار به شهید مهدی باکری داشت پیشنهاد کرد تجهیزات پشتیبانی با وسیلهای شبیه «کلک» که بعد نامش را «خضر» گذاشتند انتقال یابد که همین پیشنهاد بعدها موضوع پایاننامه فوق لیسانس برخی از دانشجویان شد.
===و ماجرای حسینیهی کرخه...===
رزمنده 16 سالهای از تهران با دستکاری شناسنامهاش و تغییر آن به 17 سال به جبهه رفته بود. این رزمنده با وجود این که از خانواده دارای تمکن مالی بالایی برخوردار بود اما در وصیتنامهاش خطاب به پدرش نوشته بود: اگر من شهید شدم در پادگان دوکوهه حسینیه بسازید که بعد از شهادتش در آن طرف کانال ماهی آن هم بعد از 13 سال با وجود پیدا نشدن پیکرش، خانوادهاش برای عمل به وصیت فرزندشان به من مراجعه کردند و من به آنها گفتم: دوکوهه حسینیه بهتر است شما در اردوگاه کرخه یک حسینیه بسازید که این طور هم شد. گفتنی است این میزگرد در سالن شهید قریب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد.
http://www.sajed.ir/detail/80841