شهیده رقیه رضایی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
 
== خاطرات ==
 
== خاطرات ==
  
*مزد [[شهید]]
+
*مزد [[شهید]]  
از همان روزهای اول آشنایی رقیه از فنا حرف می زد. نمی گفت شهادت، می گفت فنا.
+
از همان روزهای اول آشنایی رقیه از فنا حرف می زد. نمی گفت [[شهادت]] ، می گفت فنا.
می گفت « این امکان و فرصت نصیب مردها شد که به جنگ بروند اما برای زن ها چنین امکانی فراهم نیست. دوست دارم به گونه ایی از دنیا بروم که اجر و مزد یک [[شهید]] داشته باشم.»
+
می گفت « این امکان و فرصت نصیب مردها شد که به [[جنگ]]  بروند اما برای زن ها چنین امکانی فراهم نیست. دوست دارم به گونه ایی از دنیا بروم که اجر و مزد یک [[شهید]] داشته باشم.»
زندگیمان ساده و بی آلایش بود. به زیور آلات گرایشی نداشت. این برای من لذت بخش بود وقتی می دیدم از یک مراحلی گذشته است. او معتقد بود [[شهید]] واقعی کسی است که با تمام وجود وظیفه اش را انجام دهد.
+
زندگیمان ساده و بی آلایش بود. به زیور آلات گرایشی نداشت. این برای من لذت بخش بود وقتی می دیدم از یک مراحلی گذشته است. او معتقد بود [[شهید]] واقعی کسی است که با تمام وجود وظیفه اش را انجام دهد.
  
 
منبع:سایت فاتحان
 
منبع:سایت فاتحان
 
 
*پندنامه
 
 
 
«الهی تو را هزاران بار شکر می کنم که مرا اثنی عشری قرار دادی تا ولایت اهل بیت و عشق به خاندان رسالت،ظلمت کده قلبم را منور سازد. باز هزاران بار تو را شکر می کنم که من را از آنانی قرار ندادی که با دوری گزیدن از صاحبان امر،که قرآن کریم آز آنان به اولی الامر یاد می کند. راه ضلالت بپیماییم چرا که بدون توسل به ایمه و بدون عبور از شاهراه ولایت،چگونه می توان به جانان رسید؟
 
 
ایزدا! چگونه می توانم لب به ثنا و سپاست باز کنم در حالی که باران نعمت و رحمت را بر این بنده ضعیف و ذلیل و گناهکار فرستادی و نعمت عظمای زندگی در زیر چتر ولایت فقیه و صرف قسمت مهمی از عمر گزانبها را در ظل حکومت اسلامی به این بنده حقیر و مسکین ارزانی داشتی و من نتوانستم مسئولیت و حق عظیمی را که به وسطه این موقعیت شریف بر دوشم آمده بود، به نحو شایسته ادا کنم.»
 

نسخهٔ ‏۱۶ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۰

خاطرات

از همان روزهای اول آشنایی رقیه از فنا حرف می زد. نمی گفت شهادت ، می گفت فنا. می گفت « این امکان و فرصت نصیب مردها شد که به جنگ بروند اما برای زن ها چنین امکانی فراهم نیست. دوست دارم به گونه ایی از دنیا بروم که اجر و مزد یک شهید داشته باشم.» زندگیمان ساده و بی آلایش بود. به زیور آلات گرایشی نداشت. این برای من لذت بخش بود وقتی می دیدم از یک مراحلی گذشته است. او معتقد بود شهید واقعی کسی است که با تمام وجود وظیفه اش را انجام دهد.

منبع:سایت فاتحان