ویرایش‌ها

شهید حسین خرازی - بخش دوم

۵۶ بایت اضافه‌شده، ‏۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۶
 
==زندگینامه==
 
گفتم بیا ببین چه طور شده ؟ یک قاشق خورد. گفت « این چیه دیگه ؟» گفتم « دم پختک، مثلا » پرید توی سنگر، گفت « بدبخت شدیم رفت ! مهمون اومده برامون» گفتم «خوب بیاد. کی هست حالا؟» گفت « حاج احمد کاظمی و یکی دیگه. » بعد از ریخت و هیکلش گفت و از دستی که ندارد. حاج حسین خرازی بود؛ فرماده لشکر امام حسین. زیر چشمی نگاهشان می کردم. کاظمی قاشق دوم را خوردنخورده گفت « می گن جبهه دانشگاهه یعنی همین. از وقتشون بهترین استفاده رو میکنن؛ آشپزی یاد می گیرن. » حاج حسین گفت « چه عیبی داره ؟ این جا ناشی گری ها شونو می کنن و در عوض می رن خونه، غذا می پزن خانوماشون می گن به به. »
یادگاران، جلد هفت، کتاب شهید خرازی، ص 51
منبع : نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا
==پانویس==
<references/>
۲٬۹۹۷
ویرایش