==زندگینامه==
قبل از انقلاب که در زمینه مبارزه بحثهایی مانند صرفه جویی، خود سازی ومبارزه با نفس و… در بین مبارزان مسلمان مطرح بود واعتقاد همه این بود هرکس هر چه قدر که بتواند باید مصرفش را پایین بیاورد واسراف نکند شهید بهشتی که در هرحال متعادل بود نظر دیگری داشت ومی فرمود شما این کار را میتوانید در مورد خودتان انجام بدهید وفرضاً همیشه نان وپنیر وسبزی بخورید امانمی توانید این وضعیت را به زن و بچه هایتان تحمیل بکنید. شما اگر با ید این چنین بکنید چون در مبارزه هستید ولی آنها باید خودشان به این امر معتقد باشند نه اینکه مجبور به این انتخاب بشوند .
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص61
پدرم در باره علت شرکت فعال خود درجلسات درس وهمچنین جلسات بحث خصوصی که باگروه از افراد مانند مرحوم استاد شهید مطهری وآیت الله منتظری خدمت علامه طباطبایی (ره) داشتند، چنین نقل کرده اند که درآن زمان امکان ادامه تحصیل درانگلستان برای ایشان فراهم شده بود ودر تدارک آن سفر بوده اند که روزی مرحوم استاد شهید مطهری او را میبینند وازایشان دعوت میکنند به مجلس بحث علامه طباطبایی بروند. پدرم ابتدا تمایلی از خود نشان نمیدهند چرا که دیگر در حوزه درسی که نگذرانده باشند وبرایشان جالب باشد، نبود. اما به اصرار مرحوم مطهری به آن درس میروند ودرهمان جلسه اول مجذوب شخصیت مرحوم علامه از یک طرف وشیوه بحث ایشان از طرف دیگر میشوند. پس از اتمام جلسه درس تا منزل علامه همراه میشوند وحوصله ودقت آن استاد فرزانه در شنیدن مطالب، شهید بهشتی را سخت تحت تأثیر قرار میدهد ودر نتیجه از تحصیلات عالی در انگلستان چشم پوشیده وبه مدت پنج سال به فراگیری ظرایف فلسفه اسلامی ومطالعه تطبیقی با فلسفه غربی نزد علامه میپردازند
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص57 موضوع : اجتماعی ، تحصیل
==پانویس==
<references/>