ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید مجید شهریاری - بخش دوم

۱۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۹
موضوع : اخلاقی ، تلاش
دکتر شهریاری یک پیک موتوری داشتند وقتی [[شهید ]] شد پیک موتوری ایشان چنان هوار می‌زد و گریه می‌کرد که ساختمان می‌لرزید. بنده‌ خدا سنش هم خیلی زیاد بود. شاید پنجاه، شصت سالش بود. یک نفر رفت به او گفت که بابا تو چرا این‌طور گریه می‌کنی آخر؟ مگر چه شده است؟ گفت شما پیک دکتر بودی حالا چرا این‌طور داد می‌زنی؟ پسرش نبودی که این‌قدر داری داد می‌زنی. گفت نه، دکتر شهریاری من هر وقت می‌رفتم از ایشان نامه بگیرم جلوی پای من بلند می‌شد. فردی که مثلاً هفته‌ای یک بار شاید در حد ده دقیقه ایشان را می‌دیده این‌قدر از ایشان انرژی مثبت گرفته بود که بعد از [[شهادت ]] ایشان این‌قدر منقلب شده بود و آن‌ طور داد می‌زد و از ته دل گریه می‌کرد.
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص99
موضوع : اخلاقی ، ساده زیستی
اگر به خانه ی ایشان بروید باور نمی‌کنید که خانه یک استاد تمام است. شبی که دکتر در منزلشان مراسم سوگواری [[حضرت زهرا (س)]] گرفته بودند، خانم من هم رفته بود. وقتی برگشته بود برای همه فامیل و دوستان تعریف می‌کرد که خیلی ساده بود. می‌گفت من فکر کردم می‌روم در یک خانه‌ شبیه کاخ. تصور ایشان از یک استاد دانشگاه این بود. مثل این قبلا ندیده بودند. می‌گفت تلویزیون‌شان معمولی، مبل‌هایش ساده، فرش‌شان معمولی.
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص93
موضوع : اخلاقی ، نظم
نسبت به امام‌ها خیلی تعصب داشت. در تزئینات اینجا کمک می‌کرد. حتی وفات [[حضرت عبدالعظیم حسنی ]] مشكی میپوشید‌. میگفتیم دكتر امروز دیگر چه اتفاقی افتاده، میگفت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی است. ما میفهمیدیم كه امروز وفات است. تقویم مذهبی ما شده بود دكتر شهریاری.(حاج غلام؛ خدماتی)
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص13
موضوع : اخلاقی ، گریه
در مجلس ختمی كه برای دکتر در مسجد دانشگاه گرفتند، یك آقای سیاه‌چرده سیاه‌چهره و لاغر اندامی بودکه ایستاده بود كنار كسانی كه برای ختم میایستند. ایشان آخرهای ختم غش كرد و آمبولانسی از طرف دانشگاه آمد و ایشان را برد. بعدها فهمیدیم كه ایشان كسی بوده است كه دكتر شهریاری به اوكمك كرده بودند و برای ایشان خانه ساخته بودند.
فهمیده بود كه دكتر شهید شده است، آمده بود در مجلس ختم ایشان كه بگوید دكتر این كارها را برای من كرده است. هیچكس نمیدانست كه دكتر چنین كاری كرده است. حتی اقساط خانه را هم خود دكتر داشت میپرداخت. (حاج غلام؛ خدماتی)
شهید دکتر مجید شهریاری
۷۳۱
ویرایش