شهید محسن سبزواری رزق آباد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید : 6212716 تاریخ تولد : نام : محسن‌ محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : سبزواری...» ایجاد کرد)
 
(پانویس)
سطر ۲۹: سطر ۲۹:
 
وصیت نامه:
 
وصیت نامه:
  
تقاضا دارم که بعد از شهادتم بخاطر من گريه نکنيد اگر خواستيد گريه کنيد بياد امام حسين ( عليه السلام ) گريه کنيد و آنگاه که قلبتان شکست در همان حال امام امت اين پير پرخروش را از صميم قلب دعا کنيد . هدفم از آمدن براي جبهه فقط رضاي الله و پيروزي اسلام بر کفر جهاني و براندازي طاغوت و طاغوتيان ــ شايد با اهداء خون ناقابلم ريشه هاي درخت اسلام را آبياري کنم . اگر من شهيد شدم هم درب خانه و هم درب دکان را چراغاني کنيد و شيريني پخش کنيد چون که من مي خواهم به پيشواز خداي خود بروم و چه بهتر از اين .
+
تقاضا دارم که بعد از شهادتم بخاطر من گريه نکنيد اگر خواستيد گريه کنيد بياد امام حسين ( عليه السلام ) گريه کنيد و آنگاه که قلبتان شکست در همان حال امام امت اين پير پرخروش را از صميم قلب دعا کنيد . هدفم از آمدن براي جبهه فقط رضاي الله و پيروزي اسلام بر کفر جهاني و براندازي طاغوت و طاغوتيان ــ شايد با اهداء خون ناقابلم ريشه هاي درخت اسلام را آبياري کنم . اگر من شهيد شدم هم درب خانه و هم درب دکان را چراغاني کنيد و شيريني پخش کنيد چون که من مي خواهم به پيشواز خداي خود بروم و چه بهتر از اين .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11296 سایت یاران رضا]</ref>
  
منبع : سایت یاران رضا 
+
==پانویس==
 
+
<references/>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11296
+

نسخهٔ ‏۳۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۰

کد شهید : 6212716 تاریخ تولد :

نام : محسن‌ محل تولد : کاشمر

نام خانوادگی : سبزواری‌رزق‌اباد تاریخ شهادت : 1362/05/24

نام پدر : علی‌اکبر مکان شهادت :


تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : دانش آموز یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : باغزار

زندگینامه:

شهيد محسن سبزواري در سال 44 در ميان خانواده اي مؤمن متولد شد دوران کودکي را در دامن پدر و مادر گذراند در سن 7 سالگي به دبستان رفت پس از دوره دبستان 2 سال ترک تحصيل کرد و به شغل مکانيکي پرداخت و چندي بعد در مدرسه شبانه ثبت نام کرد و دوره راهنمايي را ادامه داد تا اينکه نداي انقلاب در روح و جان او تأثير گذاشت و او براي تظاهرات به خيابانها مي رفت و در بسيج فعاليت مي کرد و با شروع جنگ تحميلي با اصرار زياد در دوره آموزشي ثبت نام نمود و به جبهه رفت ( پس از گذراندن دوره آموزشي و امدادگري ) و به عنوان يک امدادگر روانه جبهه شد و در منطقه مهران در حين انجام مأموريت در تاريخ 24/5/62 شهيد شد .


خاطرات:

شهید هنگام ثبت نام برای آموزش چون از نظر سنی کم سن بود مسئولین از فرستادن او جلوگیری می کردند و ایشان با بپاکردن کفشهای برادر بزرگترش چندین بار برای ثبت نام مراجعت نمود تا اینکه قبول کردند .

وصیت نامه:

تقاضا دارم که بعد از شهادتم بخاطر من گريه نکنيد اگر خواستيد گريه کنيد بياد امام حسين ( عليه السلام ) گريه کنيد و آنگاه که قلبتان شکست در همان حال امام امت اين پير پرخروش را از صميم قلب دعا کنيد . هدفم از آمدن براي جبهه فقط رضاي الله و پيروزي اسلام بر کفر جهاني و براندازي طاغوت و طاغوتيان ــ شايد با اهداء خون ناقابلم ريشه هاي درخت اسلام را آبياري کنم . اگر من شهيد شدم هم درب خانه و هم درب دکان را چراغاني کنيد و شيريني پخش کنيد چون که من مي خواهم به پيشواز خداي خود بروم و چه بهتر از اين .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا