ویرایش‌ها

جاده شهید صفوی

۴۸ بایت اضافه‌شده، ‏۸ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۷
جاده 13 کیلومتری شهید صفوی در شمال‌غربی [[خرمشهر ]] و در کیلومتر 13 جاده [[اهواز]]-خرمشهر قرار دارد و این جاده را به دژ مرزی و جاده مرزی شهید کاظمی متصل می‌کند. این جاده محور اصلی [[عملیات کربلای 5 ]] بود و قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) در مجاورت این جاده قرار داشت.
پس از عملیات کربلای 5 و تثبیت منطقه شلمچه، [[شلمچه]]، قرارگاه مهندسی «صراط‌المستقیم» که مدتی پس از آغاز جنگ، به منظور بهره‌گیری از توان وزارتخانه‌ها و دولت در جنگ توسط وزارت سپاه، به فرماندهی محسن صفوی تشکیل شده بود در کنار این جاده مستقر شد. پس از [[شهادت ]] محسن صفوی نام وی بر این جاده گذاشته شد.
در سال 1378 به همت خانواده این شهیدان، بنای یادبود کوچکی در جاده شهید صفوی به نام شهدای شیمیایی بهبهان احداث شد. هنوز در اطراف این بنا و جاده شهید صفوی آثار مربوط به دوران [[دفاع مقدس ]] از جمله سنگرها نمایان است.<ref>کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 59</ref>
==وقایع خاص==
در طی عملیات کربلای 5 نیروهای تیپ 15 که اینک پس از واگذاری تیپ به نیروهای استان [[کهگیلویه و بویراحمد ]] به لشکر 7 ولی‌عصر منتقل شده بودند، رشادت‌های زیادی از خود به جای گذاشتند. به دلیل تلفات سخت نیروهای دشمن و فرماندهی صحنه نبرد توسط شخص صدام، ما شاهد نبردهای بسیار سخت بودیم. با توجه به مقاومت شدید رزمندگان [[اسلام ]] با دشمن، علی رغم برخورداری از موانع نفوذ ناپذیر در ادبیات کلاسیک، سلاح‌های پیشرفته اهدایی قدرت‌های جهانی، کمک‌های مالی جهان عرب، از همه مهم‌تر حمایت از عراق در سیستم رسانه ای، بی تفاوتی نهاد های جهانی تأثیر گذار برای ایجاد صلح و جلوگیری از جنایات جنگی سازمان یافته، ما شاهد استفاده عراق از حجم وسیعی از مواد شیمیایی در مناطق غیر نظامی و عملیاتی، خصوصاً در شلمچه بودیم و در این میان گردان فجر به دلیل واقعه شیمیایی شدن اکثر نیروهای آن در تاریخ جنگ ماندگار مانده است.
در جاده، واحد مهندسی با ایجاد برش‌های متعدد در دژِ واقع در جاده شهید صفوی سنگر های اجتماعی موقتی را برای رزمندگان ایجاد کرده بود که درون هر یک از این برش‌های درون دژ، یک دسته از نیروهای گردان فجر جا گرفته بودند. در این هنگام نیروهای گردان فجر، [[نماز ]] صبح را اقامه و پس از آن برخی به راز و نیاز با خدا و برخی دیگر به خاطر خستگی ناشی از مسیر طولانی و ماشین‌های نامناسب مشغول استراحت شدند. زمین منطقه نیز به دلیل بارش باران از روزهای قبل نرم بود؛ و راکت‌های زیادی به دلیل وضعیت باتلاقی و نرم زمین عمل نکرده در سطح منطقه پراکنده بود.
با تابش اولین اشعه های خورشید، هواپیما های دشمن در یک مرحله خط مقدم منطقه عملیاتی کربلای 5 را بمباران کرده و مجدداً حدود ساعت 8 صبح تعداد زیادی هواپیمای جنگی دشمن در آسمان منطقه ظاهر شده و به بمباران رادارها، سایت موشکی و توپخانه ارتش که در مجاورت جاده بودند اقدام کردند که متقابلاً آتش پدافندها را به دنبال داشت. بمباران موشکی و راکت‌های دشمن چنان زیاد بود که به راحتی می‌شد آن‌ها را تا رسیدن به زمین و اصابت به هدف رصد کرد و بیشتر به فیلم‌های جنگی شباهت داشت و در این لحظات پر تلاطم، دشمن بمباران شیمیایی جاده شهید صفوی را شروع و برادران گردان فجر را غافلگیر نمودند و حادثه ای را در تاریخ 8 ساله دفاع مقدس رقم زد که تا آن زمان بی سابقه بود. بسیاری از راکت‌های پرتاب شده به دلیل گل آلود و باتلاقی بودن زمین منطقه عمل نکرده و تعدادی از راکت‌ها در نزدیکی رزمندگان گردان فجر و خصوصاً گروهان ابوالفضل(ع) و فرماندهی گروهان علی اکبر(ع) اصابت کرد که [[ترکش ]] آن‌ها به برخی برادران اصابت و محلول‌های این راکت‌ها مستقیماً بر سر و روی برادران رزمنده ریخته شد که به دلیل غلظت این مواد شیمیایی و سوزش ناشی از آن کسی نمی‌توانست به آن‌ها نزدیک شود و در این میان برادرانی که در همان لحظات اولیه با اصابت ترکش راکت‌های شیمیایی و ریختن مواد آن بر روی بدنشان به شدت سوخته و به شهادت رسیدند، می‌توان به برادران پرویز همتی، مرتضی رضایی، سیروس محسنی و... اشاره کرد.
سنگر فرماندهی گروهان علی اکبر نیز به فرماندهی برادر ابوالقاسم دهدار پور به دلیل مجاورت با گروهان ابوالفضل (ع) نیز فرمانده و بی سیم چی‌های آن به شهادت رسیدند. باقیمانده نیروهای گروهان علی اکبر به دلیل دوری از محل اصابت و دور شدن از منطقه از عوارض آنی و جدی آن در امان ماند؛ گروهان قمربنی هاشم نیز با دور شدن سریع از محل آلوده و حرکت در جهت مخالف باد به سمت یگان توپخانه ارتش رفته و در آنجا پناه گرفتند و بر همین اساس کمتر دچار آسیب شده اما عوارض شیمیایی آن تا سالیان دراز با همه رزمندگان حاضر در جاده شهید صفوی باقی مانده است. گرچه منطقه عملیاتی جاده شهید صفوی دقایقی بعد توسط واحدش.م.ر با محلول‌های ضد شیمیایی رفع آلودگی شد، اما نوع خاص این مواد شیمیایی چنان قوی بود که بسیاری از رزمندگان گردان فجر که از بنیه جسمانی بسیار قوی و محکمی برخوردار بوده و طی آموزش‌های مستمر و سخت نیز بر آمادگی آن‌ها افزوده شده بود، نتوانست در برابر این عامل شیمیایی طاقت آورده و با بروز عوارض شیمیایی در این برادران بلافاصله همچون برگ خزان بر روی زمین می‌افتادند. مجروحین شیمیایی در اولین مرحله در یک حمام کانتینری در جاده شهید صفوی نرسیده به جاده خرمشهر-اهواز که در مجاورت یک درمانگاه (که بعدها به [[بیمارستان صحرایی امام حسین علیه السلام ]] تبدیل شد) قرار داشت استحمام نموده و لباس‌های آنان بلافاصله در آنجا سوزانده شد.
وقتی که گردان مورد هجوم واقع شد تعدادی از رزمندگان که کیسه ماسک و فیلتر و ابزارش.م.ر را داشتند آن را به صورت زده و استفاده کرده تا از عوارض آن در امان بمانند که در این وضعیت داوود دانایی متوجه [[بسیجی ]] کم سن و سالی می‌شود که فاقد تجهیزات ضد شیمیایی است. لذا بلافاصله ماسک را از صورتش بیرون آورده و آن را به صورت بسیجی زده و خواستار خروج او از صحنه آلوده می‌شود. داوود چفیه خود را با آب بارانِ مانده در زمین خیس کرده و به دور صورتش پیچیده که در همین زمان متوجه بسیجی دیگری می‌شود که فاقد ماسک و امکانات ایمنی بوده و به شدت نیز سرفه می‌کند؛ وی بلافاصله چفیه خیس را از صورتش باز کرده و در آن بحبوحه خطرناک آن را بر صورت بسیجی بست و از او خواست سریع جاده شهید صفوی و منطقه آلوده را ترک نماید. لحظاتی بعد داوود دانایی بر اثر استنشاق زیاد گازهای شیمیایی بر زمین افتاد و توسط نیروهای امدادی به عقب منتقل شد و پس از چند روز داوود مزد بی قراری‌ها، جان‌فشانی‌ها، گریه های نیمه شب در نماز شب حسینیه سایت خیبر و تپه عرفان و ایثار خویش در لحظات خطرناک جنگ از دست معبود خویش گرفته و به جمع دیگر یاران و دوستان شهیدش پیوست.
۶۹۱
ویرایش