جاده شهید صفوی
جاده 13 کیلومتری شهید صفوی در شمالغربی خرمشهر و در کیلومتر 13 جاده اهواز-خرمشهر قرار دارد و این جاده را به دژ مرزی و جاده مرزی شهید کاظمی متصل میکند. این جاده محور اصلی عملیات کربلای 5 بود و قرارگاه خاتمالانبیاء (ص) در مجاورت این جاده قرار داشت.
پس از عملیات کربلای 5 و تثبیت منطقه شلمچه، قرارگاه مهندسی «صراطالمستقیم» که مدتی پس از آغاز جنگ، به منظور بهرهگیری از توان وزارتخانهها و دولت در جنگ توسط وزارت سپاه، به فرماندهی محسن صفوی تشکیل شده بود در کنار این جاده مستقر شد. پس از شهادت محسن صفوی نام وی بر این جاده گذاشته شد.
در جریان عملیات کربلای 5 و در ساعت هفت صبح 19 دیماه 1365، در حالی که رزمندگان گردان فجر لشکر 7 ولیعصر (عج) که از سه گروهان ابوالفضل (ع)، علیاکبر (ع) و قمر بنیهاشم (ع) شهرستان بهبهان تشکیل شده بود در این جاده استقرار داشتند، این منطقه هدف اولین راکت شیمیایی آلوده به گاز خردل دشمن قرار میگیرد و تا ساعت یازده صبح دو راکت دیگر آلوده به سیانور به محل استقرار این گردان اصابت میکند که به شهادت نود نفر از رزمندگان گردان فجر شهرستان بهبهان و مصدوم شدن سایر افراد این گردان منجر میشود. تاکنون 9 تن از مصدومین این حادثه به خیل شهدای این واقعه پیوستهاند.
در سال 1378 به همت خانواده این شهیدان، بنای یادبود کوچکی در جاده شهید صفوی به نام شهدای شیمیایی بهبهان احداث شد. هنوز در اطراف این بنا و جاده شهید صفوی آثار مربوط به دوران دفاع مقدس از جمله سنگرها نمایان است.[۱]
محتویات
وقایع خاص
در طی عملیات کربلای 5 نیروهای تیپ 15 که اینک پس از واگذاری تیپ به نیروهای استان کهگیلویه و بویراحمد به لشکر 7 ولیعصر منتقل شده بودند، رشادتهای زیادی از خود به جای گذاشتند. به دلیل تلفات سخت نیروهای دشمن و فرماندهی صحنه نبرد توسط شخص صدام، ما شاهد نبردهای بسیار سخت بودیم. با توجه به مقاومت شدید رزمندگان اسلام با دشمن، علی رغم برخورداری از موانع نفوذ ناپذیر در ادبیات کلاسیک، سلاحهای پیشرفته اهدایی قدرتهای جهانی، کمکهای مالی جهان عرب، از همه مهمتر حمایت از عراق در سیستم رسانه ای، بی تفاوتی نهاد های جهانی تأثیر گذار برای ایجاد صلح و جلوگیری از جنایات جنگی سازمان یافته، ما شاهد استفاده عراق از حجم وسیعی از مواد شیمیایی در مناطق غیر نظامی و عملیاتی، خصوصاً در شلمچه بودیم و در این میان گردان فجر به دلیل واقعه شیمیایی شدن اکثر نیروهای آن در تاریخ جنگ ماندگار مانده است.
در تاریخ 19 دی ماه 1365، یعنی روز اول عملیات کربلای 5 ساعت 30:2 نیمه شب، نیروهای گردان فجر از مقر گروهان پل به وسیله مایلرها به طرف منطقه عملیاتی کربلای 5 حرکت داده شدند. (این نیروها در عصر روز قبل از حرکت توجیه عملیاتی گروهانی شده بودند) و در ابتدا توسط نیروهای طرح و عملیات به موقعیت شهید خرمی در سه کیلومتری مانده به موقعیت جاده شهید صفوی تقریباً به مدت نیم ساعت مستقر و منتظر دریافت دستور لشکر مبنی بر حرکت به سمت منطقه عملیاتی شدند.
با تماس با فرماندهی لشکر، اعزام نیروها به موقعیت شهید صفوی با رعایت کلیه اصول ایمنی و حفاظتی صادر شد. در پاسخ به خطرات موجود در منطقه عملیاتی در روز از جمله بمبارانهای شدید و بعضاً شیمیایی و آتش وسیع دشمن فرماندهی لشکر، شکستن خطوط مقدم دشمن از سوی رزمندگان و اعزام نیروهای رزمی به منطقه را در روز برای کمک به آنها مطرح نمودند. با حرکت نیروها به سمت منطقه عملیاتی در حدود ساعت 6 صبح به جاده شهید صفوی رسیدند. این جاده در واقع اصلیترین و تنها مسیر در آغاز عملیات کربلای 5 واقع در کیلومتر 15 جاده خرمشهر به طرف اهواز بود و از ترافیک بالایی برخوردار بود. دژ بلندی در کنار جاده وجود داشت و جاده تقریباً سه متر پایینتر از دژ بود و در سوی دیگر جاده در یک شیار مقداری آب جریان داشت.
در جاده، واحد مهندسی با ایجاد برشهای متعدد در دژِ واقع در جاده شهید صفوی سنگر های اجتماعی موقتی را برای رزمندگان ایجاد کرده بود که درون هر یک از این برشهای درون دژ، یک دسته از نیروهای گردان فجر جا گرفته بودند. در این هنگام نیروهای گردان فجر، نماز صبح را اقامه و پس از آن برخی به راز و نیاز با خدا و برخی دیگر به خاطر خستگی ناشی از مسیر طولانی و ماشینهای نامناسب مشغول استراحت شدند. زمین منطقه نیز به دلیل بارش باران از روزهای قبل نرم بود؛ و راکتهای زیادی به دلیل وضعیت باتلاقی و نرم زمین عمل نکرده در سطح منطقه پراکنده بود.
با تابش اولین اشعه های خورشید، هواپیما های دشمن در یک مرحله خط مقدم منطقه عملیاتی کربلای 5 را بمباران کرده و مجدداً حدود ساعت 8 صبح تعداد زیادی هواپیمای جنگی دشمن در آسمان منطقه ظاهر شده و به بمباران رادارها، سایت موشکی و توپخانه ارتش که در مجاورت جاده بودند اقدام کردند که متقابلاً آتش پدافندها را به دنبال داشت. بمباران موشکی و راکتهای دشمن چنان زیاد بود که به راحتی میشد آنها را تا رسیدن به زمین و اصابت به هدف رصد کرد و بیشتر به فیلمهای جنگی شباهت داشت و در این لحظات پر تلاطم، دشمن بمباران شیمیایی جاده شهید صفوی را شروع و برادران گردان فجر را غافلگیر نمودند و حادثه ای را در تاریخ 8 ساله دفاع مقدس رقم زد که تا آن زمان بی سابقه بود. بسیاری از راکتهای پرتاب شده به دلیل گل آلود و باتلاقی بودن زمین منطقه عمل نکرده و تعدادی از راکتها در نزدیکی رزمندگان گردان فجر و خصوصاً گروهان ابوالفضل(ع) و فرماندهی گروهان علی اکبر(ع) اصابت کرد که ترکش آنها به برخی برادران اصابت و محلولهای این راکتها مستقیماً بر سر و روی برادران رزمنده ریخته شد که به دلیل غلظت این مواد شیمیایی و سوزش ناشی از آن کسی نمیتوانست به آنها نزدیک شود و در این میان برادرانی که در همان لحظات اولیه با اصابت ترکش راکتهای شیمیایی و ریختن مواد آن بر روی بدنشان به شدت سوخته و به شهادت رسیدند، میتوان به برادران پرویز همتی، مرتضی رضایی، سیروس محسنی و... اشاره کرد.
فاصله انفجار و تصاعد گازهای شیمیایی تا اعلام به برادران رزمنده دو ثانیه بیشتر طول نکشید و برخی برادران با فریاد و صدای بلند گسترش گازهای شیمیایی در منطقه را به سایر برادران اعلام نمودند. به دلیل نزدیکی محل اصابت راکتهای شیمیایی و محل استقرار نیروها، خواب آلودگی و غیر قابل انتظار بودن بمباران شیمیایی، برخی از رزمندگان فرصت استفاده از ماسک و لوازم ضد شیمیایی را پیدا نکردند و سریع آثار شیمیایی در آنان پیدا شد که در ابتدا چشمها قرمز شده و سپس پوست آنان سیاه میشد. در ادامه با استفراغ، نابینایی چشمها و تاول شدید در نقاط مختلف بدن وضعیت رقت بار و تأثر برانگیزی را ایجاد کرده بود به نحوی که برخی برادران بر اثر خواب آلودگی و همچنین اثرات ناشی از بمباران شیمیایی در جهت حرکت باد و در مسیر گازهای شیمیایی متصاعد شده حرکت میکردند که همین امر بر شدت مصدومیت آنها میافزود.
با توجه به ادامه بمباران منطقه توسط هواپیماهای دشمن، خروج نیروها از سنگرهای اجتماعی آنان نیز ممکن بود هدف ایده آلی برای هواپیماها برای هدف قرار دادن آنان باشد که همین امر سبب ماندن برخی نیروها در سنگرها و تأثیر شیمیایی در ابعاد وسیع آن شد، که با هدف قرار گرفته شدن یکی از جنگنده های دشمن، سایر هواپیماها نیز فرار نمودند. شدت آلودگی شیمیایی منطقه به حدی بالا بود که ماشینهای عبوری متعلق به سایر یگانهای عملیاتی از منطقه شیشه های خود را بالا کشیده و به سرعت از جاده شهید صفوی عبور میکردند لذا رزمندگانی که اندکی توان برای کمک به دیگران داشتند با ساخت یک سد و مانع در جاده جلوی ماشینها را گرفته و مجروحین را سوار بر ماشینها نموده و به عقب میفرستادند. مجروحین هنگام اعزام به عقب برادران دیگر را سفارش به امور خیر و رعایت حال دیگران کرده و به سختی از دوستان خویش جدا میشدند. در بین نیروهای گردان فجر گروهان ابوالفضل(ع) به فرماندهی برادر داوود دانایی به دلیل اصابت راکتها به نزدیکی سنگر آنها بیشترین تلفات را داد و به عبارتی اکثریت برادران آن به شهادت رسیدند و تنها دسته الحدید آن تعداد 33 نفر از 35 نیروی آن به شهادت رسیده بودند.
سنگر فرماندهی گروهان علی اکبر نیز به فرماندهی برادر ابوالقاسم دهدار پور به دلیل مجاورت با گروهان ابوالفضل (ع) نیز فرمانده و بی سیم چیهای آن به شهادت رسیدند. باقیمانده نیروهای گروهان علی اکبر به دلیل دوری از محل اصابت و دور شدن از منطقه از عوارض آنی و جدی آن در امان ماند؛ گروهان قمربنی هاشم نیز با دور شدن سریع از محل آلوده و حرکت در جهت مخالف باد به سمت یگان توپخانه ارتش رفته و در آنجا پناه گرفتند و بر همین اساس کمتر دچار آسیب شده اما عوارض شیمیایی آن تا سالیان دراز با همه رزمندگان حاضر در جاده شهید صفوی باقی مانده است. گرچه منطقه عملیاتی جاده شهید صفوی دقایقی بعد توسط واحدش.م.ر با محلولهای ضد شیمیایی رفع آلودگی شد، اما نوع خاص این مواد شیمیایی چنان قوی بود که بسیاری از رزمندگان گردان فجر که از بنیه جسمانی بسیار قوی و محکمی برخوردار بوده و طی آموزشهای مستمر و سخت نیز بر آمادگی آنها افزوده شده بود، نتوانست در برابر این عامل شیمیایی طاقت آورده و با بروز عوارض شیمیایی در این برادران بلافاصله همچون برگ خزان بر روی زمین میافتادند. مجروحین شیمیایی در اولین مرحله در یک حمام کانتینری در جاده شهید صفوی نرسیده به جاده خرمشهر-اهواز که در مجاورت یک درمانگاه (که بعدها به بیمارستان صحرایی امام حسین علیه السلام تبدیل شد) قرار داشت استحمام نموده و لباسهای آنان بلافاصله در آنجا سوزانده شد.
مجروحین سپس با لباس بیمارستانی و وصل نمودن سرم و تزریق آمپول به آنها در اتوبوسهای ویژه ای که فاقد صندلی بود به نقاهتگاه مجروحین شیمیایی سیدالشهدا(ع) واقع در گلف اهواز منتقل شدند. در نقاهتگاه سوله های چهارگانه ای وجود داشت که مجروحین شیمیایی به نسبت مصدومیت شیمیایی و وخامت حال آنها در این سولهها بستری شده بودند و سوله شماره یک مخصوص مجروحین با وخامت بالا بود. در این سوله برادران مجروح مثل گوشت آب پز شده و تمام اعضا و جوارح آنان به شدت درد میکرد، صدای آه و ناله در این سوله از مجروحین بلند بود و تنها یک نفر ساکت بود و چیزی نمیگفت، وی داوود دانایی بود که اخلاص، عرفان، شجاعت و شهامت وی در بین برادران تیپ15 زبانزد بود. به دلیل نبود پرواز هوایی در روز به واسطه عدم امنیت هوایی و هدف قرار دادن هواپیماهای مسافری توسط نیروهای عراقی، برای نقل و انتقال مجروحین به مراکز درمانی مجهزتر، مجروحین را بر اساس میزان جراحت به پایگاه پنجم شکاری امیدیه انتقال و شبانه برای در امان ماندن از حملات جنگنده های عراقی سوار بر هواپیما نموده و به تهران انتقال میدادند که در بیمارستانهای تهران مورد درمان قرار گیرند. در جریان واقعه تلخ بمباران شیمیایی نیروهای گردان فجر جلوه های بسیار زیبایی از عشق و اخلاص و از خود گذشتگی توسط برادران گردان به نمایش گذارده شد که زیباترین نماد این ایثار توسط برادر داوود دانایی بود که سمت جانشینی گردان را به عهده داشت، به تصویر کشیده شد.
وقتی که گردان مورد هجوم واقع شد تعدادی از رزمندگان که کیسه ماسک و فیلتر و ابزارش.م.ر را داشتند آن را به صورت زده و استفاده کرده تا از عوارض آن در امان بمانند که در این وضعیت داوود دانایی متوجه بسیجی کم سن و سالی میشود که فاقد تجهیزات ضد شیمیایی است. لذا بلافاصله ماسک را از صورتش بیرون آورده و آن را به صورت بسیجی زده و خواستار خروج او از صحنه آلوده میشود. داوود چفیه خود را با آب بارانِ مانده در زمین خیس کرده و به دور صورتش پیچیده که در همین زمان متوجه بسیجی دیگری میشود که فاقد ماسک و امکانات ایمنی بوده و به شدت نیز سرفه میکند؛ وی بلافاصله چفیه خیس را از صورتش باز کرده و در آن بحبوحه خطرناک آن را بر صورت بسیجی بست و از او خواست سریع جاده شهید صفوی و منطقه آلوده را ترک نماید. لحظاتی بعد داوود دانایی بر اثر استنشاق زیاد گازهای شیمیایی بر زمین افتاد و توسط نیروهای امدادی به عقب منتقل شد و پس از چند روز داوود مزد بی قراریها، جانفشانیها، گریه های نیمه شب در نماز شب حسینیه سایت خیبر و تپه عرفان و ایثار خویش در لحظات خطرناک جنگ از دست معبود خویش گرفته و به جمع دیگر یاران و دوستان شهیدش پیوست.
در اثر این بمباران شیمیایی صحنه های رقت باری در منطقه، بیمارستان و نقاهتگاه سیدالشهدا(ع) گلف به وجود آمده بود که هنوز هم هر انسان آزاده ای دلش به درد میآید. در حقیقت میتوان نقاهتگاه را به مکانی غریب تشبیه کرد که مجروحین شیمیایی آن در اوج غریبانه در این سولهها به آسمان پر کشیدند و اگر امکانات ترابری و درمانی مناسب وجود داشت و در همان لحظات به این مجروحان رسیدگی میشد، ما هم اکنون تعداد زیادی از این برادران را از دست نمیدادیم.
بمباران شیمیایی گردان فجر در جاده شهید صفوی تعداد 90 شهید در خود منطقه عملیاتی و یا نقاهتگاه و بیمارستانهای عقبه به دنبال داشت و بیش از 200 نفر نیز شیمیایی شده و دچار مصدومیت ناشی از استنشاق گاز های شیمیایی شدند که اثرات آن هنوز بر پیکر رنجور این رزمندگان آنان را آزار داده و برخی طی سالیان مداوم به مراکز درمانی در خارج از کشور و به ویژه آلمان اعزام میشدند و تاکنون که بیش از 25 سال از آن جنایت دشمن میگذرد، بیش از 36 نفر دیگر از این مصدومان شیمیایی بر اثر آن گازها به جمع دیگر یاران سفر کرده خود در آن واقعه پیوستهاند.
بازماندگان شیمیایی گردان فجر به همراه سایر نیروهای تیپ 15 امام حسن(ع) در سرتاسر ایران اسلامی در سالروز این واقعه در یادمان این شهدا در جاده شهید صفوی که به همت تعدادی از برادران رزمنده برپا شده جمع شده و یاد آن ایام را گرامی میدارند.
زراعت پیشه، نجف، ۱۳۹۱، اولین تیپ: نگاهی به عملکرد تیپ ۱۵ آبی خاکی امام حسن مجتبی (ع) در دفاع مقدس
موقعیتها
یادبود شهدای شیمیایی بهبهان
عملیاتهای مرتبط با جاده شهید صفوی
این جاده محور اصلی عملیات کربلای 5 بود و قرارگاه خاتمالانبیاء(ص) در مجاورت این جاده قرار داشت.
مسافت جاده شهید صفوی تانام یادمان مسافت از یادمان(km)
خرمشهر 13
یادمان شهدای شلمچه 29
جاده حسینیه ـ زید 26
ایستگاه گرمدشت 12
نگارخانه تصاویر
پانویس
- ↑ کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 59