یک روز که همه سر سفره نشسته بودیم و خواستیم غذا بخوریم برادرم عباس علی وارد خانه شد و آمد کنار من نشست و گفت: هر موقع که خواستید چیزی بخورید قبل از خوردن بسم الله الرحمن الرحیم بگویید و سوره ی عصر را بخوانید و هر موقع هم که دست از خوردن کشیدید الحمدالله بگویید و خداوند تبارک و تعالی را شکر کنید.
یک شب خواب دیدم که امام خمینی(ره) به خانه ی ما آمده و یک چهره ی بسیار نورانی داشت. وقتی وارد خانه شد به من گفت: مادر عباس اگر امانتم را از شما گرفتم ناراحت نشوید! و از خانه بیرون رفت. صبح که از خواب بیدار شدم به من خبر دادند که فرزندم عباسعلی به شهادت رسیده است.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11668سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>