ویرایش‌ها

سید موسی حسینی فرزند مرتضی

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۰
*به خاطر یک سری که پدرم از جبهه به خانه برگشته بود خواب دیدم که پیش من آمد و گفت : دوست دارم تو بزرگ شوی و با من به جبهه بیایی و در کنار من و دوشادوش من به مبارزه با صدام و صدامیان بپردازی از اینکه پدرم با من چنین صحبت می کرد خوشحال بودم و احساس می کردم دستی بروی پیشانی ام است چشمم را باز کردم و دیدم که پدرم است . داشتم از خوشحالی پر در می آوردم او یک اسلحه پلاست یکی که اندازه یک کلاش بود برای من از جبهه سوغاتی آورده بود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7099 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس== - سایت:یاران رضا http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7099>
۱٬۴۲۱
ویرایش