وقتی محمد را به مشهد برای آموزش غواصی آورده بودند به نیشابور برای دیدن ما آمد . شیرینی خریده بود و برای دیدن پدرش که نگهبان بیمارستان بود به بیمارستان رفته بود . پدرش به برو و مادرت را هم ملاقات کن . خیلی نگران توست . پیش من آمد و قتی او را دیدم گفتم مجروح شده ای که آمدی ؟ او گفت نه مارا برای زیارت به مشهد آورده بودند . برای همین گفتم : بیا یم و از شما خبر بگیرم . او صبح می رفت به مشهد و بعد از ظهر می آمد نیشابور . وقتی می آمد من می دیدم که لباس هایش خیس است . از خودش می گفت : با بچه ها آب بازی می کردیم لباسهایم را خیس کردند اما بعد ها متوجه شدم او برای آموزش غواصی به مشهد آمده بوده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014506 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14506
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:محمدعبیری}}