ویرایش‌ها

شهید غلامرضا عربشاهی

۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۷
==خاطرات==
تواضع و فروتنی
فرزند شهیدم غلامرضا با اینکه سن و سالی نداشت ولی عشق به علاقه زیادی به جبهه و جنگ داشت . به خاطر دارم یک روز او را دیدم که آماده رفتن به عملیات بود و کوله پشتی بسته بود و چون آرپیجی زن بود مقداری زیادی هم گلوله‌ی آرپیچی با خودش حمل می‌کرد، من بعد از احوالپرسی به او گفتم : پسرجان این کوله‌پشتی برای تو سنگین نیست گفت : نخیر گفتم : می‌دانی تقریباً چند کیلو وزن دارد گفت : چیزی حدود 45 کیلوگرم گفتم : خوب 45 کیلو که خیلی زیاد است . ولی او با لحن خاصی گفت : بابا وقتی عملیات شروع می‌شود دیگر من وزن کوله‌پشتی را احساس نمی‌کنم و با هر قدمی که بر می‌دارم به شهادت نزدیکتر می‌شوم که من به یاد حضرت قاسم افتادم که در دشت کربلا می‌گفت : شهادت از عسل شیرین‌تر است و گواراتر .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014576 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش