شهید یدالله صبور
معرفی شهید یدالله صبور
فهرست
زندگینامه * آثار
زندگينامه
فرمانده زرهی لشکر هفت وليعصر (عج)
شهید یدالله صبور در سال ۱۳۴۱ در خانوادهای مذهبی و متشرّع متولد شد. بیش از سه بهار از تولّدش نگذشته بود که از نعمت پدر محروم شد و از این به بعد، مادر عهدهدار سرپرستی خانوادهی شش نفری آنان شد.
رفتن به گالری یدالله خردسال،كمبود عاطفي ناشي از فقدان پدر را در فضاي خانه حس ميكرد، اما روحیهی قوی و پشتکار فراوانش از او هم محصّلي تلاشگر و هم نانوايی سختكوش ساخت. او با وجود سنّ کم و در جامعهای که روز به روز بيشتر به سوی فساد سوق داده میشد، قلب و روحش را با حضور فعّال در جلسات قرآن مساجد محفوظ و مصون میداشت. یکی از آن جلسات، به همّت شهید «عزیز صفری» تشکیل شده بود. در آن زمان که مصادف با ده سالگي يدالله بود ،شهيد صفري تحت تعقیب ساواک قرار داشت و پس از مدّتي که این جلسة قرآن بهدست ساواک تعطیل شد، یدالله ده ساله، حضور فعّالش را در دیگر جلسات اینچنینی در مساجد و … كمرنگ نکرد. با شروع تظاهرات و گرم شدن تنور انقلاب، نه تنها عضو ثابت راهپیمايی ها بود، بلکه با بیان رسایش دوستان و همسنوسالانش را نیز به این کار تشویق و ترغیب میکرد. در سالهای دبیرستان، او از بنيانگذاران انجمن اسلامی دبیرستان آیت الله طالقانی بود. حالا دیگر یدالله چهرهی شناختهی شدهی این انجمن و بحثها بود و مخالفتهایش با معلّمان و مسئولین، زبانزد همگان شده بود. رفتن به گالری علاقه و اعتقاد شدید یدالله به ایجاد تشکّلهای اسلامی، بهويژه جلسات قرآن، باعث شد که به همّت او جلسة قرآنی در مسجد شهدا تشکیل شود که ثمرهی اين اقدام پربركتش، سالها بعد در اعزام اعضای این جلسه به جبههها، به بار نشست.
با شروع جنگ تحمیلی، یدالله به میدان رزم شتافت و در مقاومتی جانانه و مثالزدني براي جلوگیری از سقوط خرمشهر، از جان مایه گذاشت و سرانجام نیز به مدد الهی بهطور معجزهآسايي از مرگ و اسارت نجات یافت. او که بهشدّت مجروح شده بود، مدّتي در بیمارستان از فضای جبهه دور ماند، ولي بلافاصله پس از ترخیص از بیمارستان، به اتّفاق دوستانش و شهید «حسین علم الهدی» به نحو بسیار مؤثّري در عملیات «هویزه» شرکت جست و از معدود نیروهایی بود که از میان مزدوران عراقی گذشته و به نیروهای خودی پیوست.
یدالله در اکثر عملیاتها شرکت داشت و ذهن باز و تفكّر مدیریتی قویاش، او را به سرعت در میان فرماندهان به عنوان مدیر و فرماندهی توانمند مطرح کرد.
و سرانجام يدالله صبور در ۱۹ دی ماه ۶۵ ،در عملیات کربلای پنج در حالی که معاون طرح و عملیات لشکر ۴۲ قدر بود، در خطوط مقدّم جبهه به شهادت رسید.
منبع: نرم افزار شاهد
آثار
وصيّتنامه
بسم ا لله الرّحمن الرّحيم
چه وصيّتي میتوانم داشته باشم، غیر از این که بگویم وصيّت شهدا را اجراء کنید؟؛ چون وصيّتها وسخنها زیاد گفته شده، اما انجام و عمل [به]وصيّت، قلیل وکم بوده است.
چه وصيّتي میتوانم داشته باشم، غیر از عمل به احکام اسلام وگوش به فرمان رهبر و آماده برای خدمت به انقلاب اسلامی بودن که تبلور انقلابهاي پیامبران وامامان و آزادگان است.
وصيّت من، اوّل به خانوادة محترم شهدا است که آبرو و حیثیت و شرف و افتخار اسلامند. آنها نور چشم ملّت و پیامبر(ص) وامامند.
چه وصيّتي میتوانم داشته باشم، غیر از این که صداقت وصفا و صمیمیت واخلاص را در کار و عملتان اجرا [كنيد]و ملاک قرار دهید ودر هر کاری توكّل وتوسّل یادتان باشد.
من ممکن است وصيّتي که میکنم، قبلاً انجام نداده باشم؛ ولی این وصيّت، یقیناً پس از ایمان بوده و هست. و من وصيّت میکنم، ای انسانها! ای مؤمنان! ای نشستگان! ای مردگان! ظهور مهدی (عج) نزدیک است؛ به خود آیید؛ به خوشتن برگردید و حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا .بیدار باشید! که عذاب و پاداش خدا نزدیک است و دمیدن صور اسرافیل و برخاستن نزدیک. تمام اعمالتان واعمالمان به پرده خواهند آمد و حساب خواهند شد.
ای ظالمان و ای مستکبران! مرگ شما نزدیک است. ای منافقان! شما مردگان سیاسی، دیگر نای فعّاليت وحرکت و اعلام موجودیت ندارید. ای خزندگان! ای لیبرالها! شما را مردم، محاکمه و بازپرسی خواهند کرد و در آخرت و روز محشر، در مقابل خدا باید حساب پس بدهید.
ای پاسداران انقلاب! آرمان شهدا را محافظت[كنيد] وهمیشه زنده نگه دارید. ای پاسداران اسلامی! [اي]روحانیت! صفهای خود را فشرده و محکم کنید و وظایف دینی و میهنی خود را همچون گذشته، متعهّدانه واستوار عمل کنید و بدانید که اسلام وکشور، بدون شما مثل جسم بدون روح[است]. [مردم را به]اسلام و انقلاب و به اخلاقیات پیامبر و ائمّة اطهار -عليهم السّلام- آشنا و دمساز کنید. ای دوستان و ای برادران! اسلام را حافظ و قرآن را ملاک و معیار و امام را رهنمای خویش قرار دهید و دست اتحّاد و ایمان به هم بدهید و بر قلب کفر و استعمار بتازید که اسلام پیروز است و شما به حق، برپاكنندگان حکومت حق هستید. به حول [و] قوّة الهی، شما دفنكنندة استعمار و استثمار و ... خواهید بود، اگر مؤمن باشید. مردم مؤمن و متعهّد و مخلص ایران اسلامی! شما شرافت اسلامی و روح اسلام و عظمت اسلام را زنده کردهاید؛ شما عزیزان امام! در روز قیامت به برکت این امام و شهیدان، در مقابل خدا و پیامبر روسفيد و مفتخر خواهید بود.
امّت اسلامی و مردم خداجوي وشهید پرور! قدر این امام وانقلاب اسلامی و مسئولین جمهوری اسلامی را بدانید و بدانیم که این حقّي است بر گردن همگی. خداوند إان شاء الله همانطوريكه تا حالا به برکت خون شهیدان و وحدت امّت اسلامی و آبروی پیر جماران، ما را و اسلام ما را و انقلاب ما را مستدام نگه داشته، بعد از این هم بدارد.
مردم! قدر این نعمتها را بدانید و با زبانتان و عملتان و سیر و سلوکتان شکر نعمتها را بکنید و بدانید خداوند قهّار در کمین دشمنان این انقلاب است.
این انقلاب، همچون صاعقهاي الهی بر فرق فرهنگ استعماری فرود آمد و حکومت و فرهنگ اسلام را به ما عرضه داشت. ما باید همیشه پاسدار واقعی ارزشهای این انقلاب باشیم، در هر زمان و هر مکان و هر سنگر.
الآن شرایطی بر اسلام میگذرد که مکتب و حیثیت این مکتب در گرو انقلاب اسلامی ما است و این انقلاب اسلامی، حیثیت و حرکت آن در گرو جنگ است و این جنگ ما در گرو همّت و صبر و استقامت و وحدت همگی ملّت و امّت ما است؛ اگر ما این شرایط را با پیروزی و سلامت پشت سر نگذاریم و وقفهاي و سکونی داشته باشیم، اسلام رفتنی خواهد شد و ضربهاي به اسلام زده خواهد شد که دیگر تا مدّتها و تا قرون متمادی، دیگر اسلام حضوری پیدا نخواهد کرد.
مردم! عزیزان! اگر کسی با هر توانی از این انقلاب به هر صورتی پاسداری نکند، خداوند قهّار در کمین او است و به او عنایتی نمیکند. باید همیشه هوشیار و شكرگزار باشیم و بدانیم خداوند نعمت خود را برای ما تکمیل کرد.
به مادرم، این شيرزن عزیز و گرامی، سلام عرض میکنم و امیدوارم که از نبودنم سخت بر شما نگذرد. مادر عزیزم! خیلی دوستت میدارم و خدای میداند که همیشه و در هر لحظه، در فکر خدا و بعد تو بودم و همیشه دوست داشتم به هر طریقی تو را خوشحال کنم. از تو میخواهم در روز قیامت ما را فراموش نکنید و دست پر مهرت را بسوی ما دراز کنی وما را پیش مولایمان مهدی (عج) شفاعت کنی.
مادر جان! زجرها و سختیهای زیادی کشیدی و خدا میداند پیش خداوند منّان چهقدر اجر دارید و حتماً دشمنان تو، به عظمت تو پی بردهاند.
إن شاء الله که خداوند شما را پیش فاطمة زهرا(س) روسفيد بگرداند به تو سفارشی ندارم غیر از صبر و دعا؛ صبر در مقابل سختیها و فشارها چون صبح ظفر نزدیک است و خیلی زود همدیگر را ملاقات خواهیم کرد و دعا برای پیروزی اسلام و نزدیک شدن به فاطمه زهرا (س). مادر جان! اگر شهید شدم، اختیار زن و فرزندم و زندگيام در [دست] شماست؛ هر طوری که صلاح میدانید، عمل کنید؛ ولی دوست دارم که فرزندانم سيفالله و مجتبی را در دامن پرمهرت نگه دارید و همیشه سایة پرعطوفت و کرمت را بر آنها داشته باشی و همچون برادر شهیدم، یک فرمانده شجاع و شهیدی محبوب بار بیاوری.
و از برادرانم میخواهم در تربیت فرزندانم کوشا باشند و آنها را زیر محبّت و فکر اسلامی خود نگه بدارند و از آنها دوری نجويند.
عزیزان! بدانید که من در سيفالله و مجتبی خلاصه میشوم و از مادرم و همسرم میخواهم تمام تلاش خود را در تربیت این عزیزان بکنید و بدانید که اجر عظیمی در انتظار شما است.
ای برادران و دوستان گرامی و مومنان! هر که مرا شناخت، دعا کند که خدا گناهان مرا ببخشد و گواهی دهد که خدایا! تو این بنده را به پیشگاه رحمانیت راه ده.
و گواهی دهد که از این بندة خدا راضی بودیم. هر که را من غیبتی و یا احیاناً تهمتی و یا سخنی گفتهام، از همه طلب بخشش و مغفرت میکنم و از همه، بعد از خدا طلب آمرزش میکنم. خدایا! اگر بدانم که عاقبتم شهادت خیر است، از دل من مهر و محبّت تو جدا نخواهد شد.