شهید محمد حسین یوسفی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۳ توسط Heydari9711 (بحث | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدمحمدحسین یوسفی تاریخ تولد :1346/07/28 تاریخ شهادت : 1365/10/28 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :آذربایجان غربی - شاهین دژ - گل

وصیتنامه

بسمه تعالي وصيت‌نامه محمد‌حسين يوسفي با سلام بر تمامي ائمه اطهار از حضرت آدم تا حضرت محمد‌(ص) و امامان ما، محضر حضرت مهدي‌(عج) و نائب بر حقش خميني کبير و با درود بر تمامي شهيدان راه خدا و اسلام مخصوصاً شهداي ايران وصيت‌نامه‌ام را آغاز مي‌کنم. آفتاب عمر چندي بعد غروب مي‌کند، آنگاه که خدا خواهد که انساني دنيا را وداع گويد، اما چه زيباست که اين تقدير به لطافت قلب مهربان مادري باشد که فرزند دلبندش را در آغوش گيرد و اين کار ميسر نباشد مگر با شهادت در راه خدا مکتب و وطن اينک که به جبهه مي‌روم خداي من شاهد است که نه براي گرفتن انعام و نه براي آنکه وقتي شهيد شدم به بهشت بروم، تنها هدفم از اين کار احياي دين و انقلابم مي‌باشد. براي رسيدن به اين هدف چکمه به پا مي‌کنم و خدا به ياري مي‌طلبم، زيرا هدفم خدا مکتبم اسلام و مرادم روح‌الله است. هر گلوله‌اي که به طرف دشمن شليک کنم و قلب سياهش را هدف سازم، خدا را به ياد آورم و هر گلوله‌اي که به تنم بخورد با ياد خدا دردش را که شيرين‌تر از عسل است تحمل مي‌کنم. به خدا اگر قبل از کشته شدنم مي‌دانستم که هنگام کشتنم هزار تکه‌ام خواهند کرد و هر تکه‌ام را در آتش خواهند سوزاند و بعد خاکستر مرا به باد خواهند داد و بعد از من خانواده‌ام را به اسارت خواهند برد، باز هم از راهي که خدايم به آن هدايتم فرموده برنگشته و در زمره‌ي کافران در نمي‌آمدم. در آخر به پدر، مادر، خواهر و برادران و کليه کساني که به نحوي در زندگيم مؤثر بوده‌اند مي‌گويم، مرگ حق است و سرانجام زندگي هم گذر از اين معبر است، اما مرگ در راه خدا و به دور از دلهره‌هاي گناه و خوف از غرور و خودخواهي در امواج عشق الهي به لقاءاله پيوستن، چه زيباست. از همه شما مي‌خواهم که بعد از من گريه‌اي که به وجود آوردن ضعفتان باشد نکنيد و ياد آوريد کساني که در اين انقلاب 19 تن از افراد خانواده‌ی خود را فداي اسلام نمودند. از شما مي‌خواهم که در صورت امکان شب‌هاي جمعه برايم دعاي کميل بخوانيد تا با طلب آمرزش هر چه بيشتر از بارگاه ابديت روحم را شاد نماييد. بله قرآن چه زيبا مي‌فرمايد: ﴿وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ﴾. کساني که در راه خدا کشته شدند را مرده مپنداريد، بلکه زنده‌اند و نزد خداي خود روزي مي‌خورند. در آخر شعري براي مادرم تهيه کرده‌ام مي نويسم. مبادا مادرم کفران کني لطف خدايي را مبادا کم کني از شکر هاي خود مبادا اجر خود را کم کني مادر مبادا صبر تو شيطان برد مادر تو بايد فخر بر عالم کني مادر شوي شادان که فرزندت فداي راه حق گردد. نمي خواهي تو اي مادر به جاي مرگ خفت بار ننگ آور به خاک مرگ در بستر شهيد راه حق گردد مخور غم مادرم نالان مشو شيون مکن شادان سرخوش باش ، شادي کن براي صبح پيروزي که نزديک است . اين قطعه شعر را در کنار عکسي که بر سر مزارم خواهيد گذاشت بنويسيد: چون نبرد با مذلت يک بشنوي زندگاني مرگ با فخر و شرافت به زعمر جاوداني والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته . محمد حسين يوسفي 25 / 3 / 61 منبع سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29460