شهید علی رضا ثابت

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۳ توسط Jafarnezhad98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی رضا ثابت

تاریخ تولد :1343/05/01

تاریخ شهادت : 1364/04/15

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : فارس - کازرون - سیدمحمدنوربخش


زندگی نامه

من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظروا و ما بدلو تبديلا.

با درود به حضرت مهدي (عجل الله فرجه) و با سلام بر اولياء، انبياء و امامان معصومين، و درود بر مستضعفين جهان، و سلام بر رهبر کبير انقلاب. عليرضا ثابت كودكي خود را گذراند و راهي مدرسه شد؛ صبح زود به مدرسه مي رفت و عشق مي کرد تا هر چه زودتر ديپلم خود را بگيرد تا هم به پدر و مادر خود و هم جامعه خدمت کند و موجب سرافرازي آنها باشد؛ در تعطيلات تابستان به مغازه ي پسر عموي مي رفت تا مشغول به کار باشد.

او از كودكي انساني بود که هرگز زير بار منت کسي نمي رفت و دلش مي خواست که با زور بازوي خود مخارج مدرسه را تأمين كند. هر سال که به مدرسه مي رفت با معدل خوب قبول مي شد. هرگز آزار و اذيتش به کسي نمي رسيد؛ در سن 12 سالگي به مسجد مي رفت و پشت سر امام جماعت به نماز مي پرداخت و در كارها با امام جماعت مشورت مي كرد.

پس از پايان دوره راهنمايي پا به هنرستان گذاشت تا در رشته برق ديپلم بگيرد او در سال اول هنرستان در رشته برق مهارت پيدا کرد و هميشه کنجکاو بود؛ وسائل برقي خانواده را درست مي کرد. در دوران انقلاب او سال اول هنرستان با معدل 16 قبول شد؛ در راهپيمايي و تظاهرات بر عليه رژيم خائن شاهنشاهي با بچه ها شرکت مي کرد تا اين که انقلاب شکوهمند اسلامي به پيروزي رسيد؛ شب ها با دوستانش در مسجد کشيک مي دادند و براي سربلندي و حفاظت از انقلاب مسجد را سنگر کرده بودند تا اين که سال تحصيلي فرا رسيد و براي سال دوم هنرستان ثبت نام کرد او راهش خيلي دور بود، هر روز صبح زود بلند مي شد به هنرستان مي رفت؛ با تلاش فراوان سال دوم هم قبول شد.

تا اين که ماه مبارک رمضان آغاز گرديد او براي اين که به جبهه برود در بسيج کازرون ثبت نام کرد و با زبان روزه آموزش ديد بعد از دوره چون مي خواست به مدرسه برود به جبهه نرفت تا اين که در سال 1361 ترك تحصيل كرد و به آموزشي جهرم نرفت تا مادرش نفهمد و به جبهه برود؛ بعد از دو ماه آموزش، سه ماه به جبهه رفت و بازگشت و در شهريورماه امتحان داد و قبول شد.

در دوران مرخصي هنگامي که براي مجروحين جنگي خون لازم بود بلافاصله از طرف مدرسه يا از طرف مسجد خون اهدا مي کرد، حتي از طرف سازمان انتقال خون تهران براي او جايزه فرستادند و بعد از چند ماهي در طرح لبيک يا خميني ثبت نام کرد و پس از چندي به کردستان عزيمت نمود در کردستان مدت 6 ماه در شهرهاي مهاباد و بوکان بود که چند بار به مرخصي آمد و ما را خوشحال کرد تا اين که بعد از 6 ماه به کازرون آمد و براي سال آخرش هنرستان ثبت نام کرد و به مدرسه رفت تا اين كه ديپلم گرفت و حتي در دانشگاه هم ثبت نام کرد ولي در امتحان قبول نشد به همين دليل دفترچه آماده به خدمت خود را گرفت و براي سربازي آماده شد او مي گفت: من مسئولم و بايد خدمت کنم چون بايد براي پاسداري از خون شهدا و پاسداري از کشورم به رهبري امام خميني بايد به جبهه بروم و با کفار مبارزه کنم.

براي آموزشي او را به خرم آباد فرستادند پس از مدت سه ماه آموزشي به مدت يك هفته به او مرخصي دادند سپس به جبهه اعزام شد و اين بود که پس از 35 روز، با ترکش خمپاره به شهادت رسيد و در تاريخ 1364/04/24 ميان شور و شوق بي حد و حساب مردم خداجو به خاک سپرده شد.

اين شهيد گرامي قلبش مالامال از خدا بود، به نماز شب علاقه داشت تا با خداي خود راز و نياز کند و طلب آمرزش و بخشش نمايد؛ هميشه در مسجد به تلاوت قرآن مي پرداخت و بعد از هر نماز چند آيه اي از قرآن را مي خواند و سعادتمندي خود را آرزو مي كرد؛ او با همه خوب بود، صله ي رحم انجام مي داد، دوست داشت هميشه با مستضعفين در ارتباط باشد؛ غرور و تکبر متنفر بود و در قلب همه جا داشت. هميشه در تشيع جنازه شهدا شرکت مي کرد دوست داشت که دستش به جنازه شهيد برسد؛ در هر شب جمعه به آقا سيد محمد و يا بهشت زهرا مي رفت و بر سر قبر شهيدان فاتحه مي خواند.

در نامه هايش که از جبهه براي مادر مي نوشت مي گفت : مادر ناراحت نباش هر چه خواست خدا باشد همان مي شود اگر خدا نخواهد و عمرم سر نباشد مي آيم، اگر عمرم سر بود ديگر بر نمي گردم. در آخرين مرخصي، هنگام رفتن با چشم اشکبار به همه خداحافظي كرد و به همه گفت: مرا حلال کنيد چون مي دانست مي خواهد به الله بپيوندد. نواري كه در جبهه پر كرده بود براي مادرش جا گذاشت که در آن با صداي قشنگ زماني که در کردستان بود براي بچه ها نوحه مي خواند و آنها جواب مي دادند.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش