شهید رضا مستانی بایگی
rId4
کد شهید : 6312839
نام : رضا
نام خانوادگی : مستانیبایگی
نام پدر : عباسعلی
تاریخ تولد :
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت : 1363/12/23
مکان شهادت : عملیات بدر
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : دانش آموز یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحيم « و لا تحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون فرحين بما ايتهم الله من فضله و يستبشرون با لذين يحملوبهم من خلفهم ان لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . « مپنداريد کساني که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا خويش روزي مي خورند و شادند به آنچه خدا از فضل خود به ايشان ارزاني داشته است و به مؤمناني که هنوز به آنها نپيوسته اند و بعد در پي آنان به آخرت خواهند شتافت و مژده مي دهند که هيچ بيم و ترسي نداشته و اندوهگين مباشيد . سپاس پروردگار جهانيان را که ابتداي کار ما سعادت و پايان کار ما را شهادت قرار داد حضرت زينب (س) با نام خدا پاسدار حرمت خون شهيدان و در هم کوبنده ستمگران بي نياز کننده نيازمندان پناهگاه بي پناهان و توبه پذير گناهکاران بار خدايا تو را شکر مي کنم که به من جان دادي تا فداي اسلام کنم و سپاست مي گويم که به من توفيق آمدن به جبهه را عنايت کردي ، خدايا با تو پيمان بسته بودم که تا پايان راه بروم و بر پيمان خود وفادار و استوار ماندم . خدايا ، معبودا و معشوقا بار ديگر عاشقي از تبار حسينيان به سوي تو مي شتابد معشوقم مرا بپذير که با جان و دل بسويت مي آيم گرچه مي دانم بي لياقتم ولي اي رحيم از تو عاجزانه تقاضا مي کنم که به اين بنده خوار و ذليل و مسکين و مستکين و مستجير خود رحم کني و مرا قبول نمايي (سخني به امت شهيد پرور) با سلام و درود به شما امت شهيد پرور ايران که همچون کوه استوار ايستاده و از انقلاب با جان و مالتان حمايت و پشتيباني مي کنيد . اي برادران و خواهران از شما تقاضا مي کنم که امام امت اين قلب تپنده مستضعفين جهان را تنها نگذاريد چرا که شما يکايک سربازان اسلاميد که حضرت علي (ع) مي فرمايد واي بر آن سربازي که سستي کند و به فرمانده خود خيانت نمايد واي جوانان و کساني که قدرت جهاد داريد نکند در رختخواب ذلت بميريد و در حالي که حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد . با خانواده هاي شهدا - اسرا - محرومين و مفقودين . خوش رفتار باشيد که خدا مي فرمايد من جانشين شهيد در خانواده اش هستم هر کس خانواده شهيد را خشنود کند گويي مرا خشنود کرده و هر کس شهيدي را ناراحت کند گويي مرا به قهر و غضب واداشته است . اي امت پشت جبهه از دعاها فراموش نکنيد چرا که اين دعاها و توسلات به ائمه اطهار است که جنگ را به اين مرحله رسانده و ما را پيروز کرده است (اي دوستان ، رفقا، همسايگان شما را به خدا قسم مي دهم که مرا حلال کنيد و اگر نسبت به شما بدي کردم مرا ببخشيد چنانکه رسول خدا (ع) مي فرمايد هرکس خشم خود را فرو برد و از تقصير برادر مسلمانش درگذرد و بردباري کند خدا به او اجر شهيدي را عطا فرمايد) و اگر کسي هم به من بدي کرد همه را حلال مي کنم . سخني با پدر و مادر عزيزم، سلامي به گرمي آفتاب از دشت گرمسير خوزستان به پدر و مادر عزيز و از جان بهترم پدر و مادرم اينک در آستانه نبردي بي امان در پهن دشت جبهه ها از خدا مي خواهم که بر محمد و ال محمد درود فرستد و شما را در سايه لطف مرحمت خود سربلند نگه دارد اگرچه مي دانم نسبت به شما کوتاهي کردم وهيچ دري از مشکلات شما نگشوده ام ولي از شما تقاضا مي کنم مرا حلال کنيد و برايم حلاليت بطلبيد و اي پدر عزيزم از شما مي خواهم که در حق من دعا کنيد چرا که دعاي پدر در حق فرزند است پي برايم دعا کنيد و از خدا بخواهيد مرا ببخشد و از گناهانم در گذرد و از گناهانم درگذرد و ديگر اينکه مقدار 500 تومان به خاطر قرضهاي دوران قبل از جبهه رفتنم که چند قرض کوچک داشته ام بدهيد به فقرا و خيرات کنيد تا در آن دنيا خيالم راحت باشد ضمناً از مستمري بيت المال به من مي رسد مقداري از آن به جبهه هديه کنيد و مرا در بهشت رضا دفن نماييد به اميد پيروزي رزمندگان اسلام خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
خاطرات
حمایت از حق و توصیه به ان
موضوع : حمايت از حق و توصيه به ان
راوی : زهرا سربلندی
متن کامل خاطره
یکبار که رضا با موتورش تصادف شدیدی کرده بود . و موتورش تمام از بین رفته بود . وقتی که به خانه آمده بود . پایش باندپیچی بود . وقتی از او پرسیدم ماجرا را تمام برایم تعریف کرد . بعد دایی اش تعریف کرد . که من در صحنه تصادف بودم خواستم تمام جرایم را به گردن صاحب ماشین بیاندازم اما رضا شدیدا با من مخالفت کرد و تمام جرائم خود را قبول کرد . و گفت : مقصر من هستم و دایی اش در این هنگام به صداقت رضا پی برده بود .