شهید حسن شفیع زاده

نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۳ توسط Salehniya (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

خاطرات

  • نیش زنبور

بازویش باند پیچی شده بود. گفتم: چی شده؟ لبخند زد و با لحن آرامی گفت: زنبور نیش زده. . یواشکی از همراهش پرسیدم چی شده؟. گفت که موقع بازدید از دیدگاه، گلوله خورده به بازویش، ما هر چه قدر اسرار کردیم برو عقب استراحت کن به خرجش نرفت،

آخرین تغییر ‏۲۴ آذر ۱۳۹۸، در ‏۱۹:۱۳