در سال های انقلاب میر قوام با اینکه سن کمی داشت اما به خوبی می دانست انقلاب یعنی چه؟ و امام چه می گوید و چه اهدافی را دنبال می کند به همین دلیل نه تنها خود با امام و انقلاب بود به دوستانش نیز توصیه می کرد در راهی که امام (ره) مشخص کرده قدم بردارند.
ماه ها و سال ها می گذشت تا اینکه موعد [[سربازی]] میر قوام فرا رسید و او با اشتیاق فراوان برای اعزام آماده شد چرا که او می دید کشورش مورد تهاجم قرار گرفته است او جنگ تحمیلی را جنگ اسلام با عناصر کفر جهانی یعنی صدام و آمریکا می دانست و معتقد بود که همه باید به جبهه بروند و خود نیز دراولین فرصت برای دفاع از وطن اسلامی از طویق ارتش اعزام و به عنوان رزمنده به دفاع از خاک وطن مشغول شد. او رفت ودیری نپایید که این رفتن به سفری برگشت ناپذیر مبدل شد همه ی اهالی روستا غمگین و متأثر شدند از مهربانی های او می گفتند و افسوس می خوردند.
[[شهید میر قوام موسوی]] در21/04/1367 در حین درگیری با نیروهای بعثی عراق در منطقه [[نهر عنبر]] [[شهر موسیان]] در استان [[ایلام]] به مقام شهادت نایل شد پیکر او سال ها از دید همگان پنهان بود تا اینکه در 24/12/1372 کشف و با تشییع اهالی روستا و خویشاوندان در قبرستان عمومی روستای سید بیگلو از توابع شهرستان مشگین شهر به خاک سپرده شد. <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/43994 سایت شهدای ارتش]</ref>
سایت شهدای ارتش ==پانویس== http://ajashohada.ir/home/martyrdetails <references /43994>