تعداد فرزندان: ۳
==زندگی نامه:==عبدالله اسکندری سال ۱۳۶۰ ازدواج کرده و یک پسر و ۲ دختر دارد. این شهید در تمام [[هشت سال دفاع مقدس]] در جبهه حضور داشت. اولین حضور وی در جبهه [[سوسنگرد]] بود. شهید اسکندری سردار [[جاویدالاثر]] [[حاج احمد متوسلیان]] بود و در مدت حضور در جبههها ]][[تکتیرانداز]] ، [[تیربارچی]] ، نیروی اطلاعات شناسایی و… بود. در [[عملیات خیبر]] فرمانده سپاه لار بود. در [[عملیات بدر]] جانشین فرمانده گردان، در [[والفجر ۸]] جانشین رئیس ستاد تیپ الهادی بود و در عملیاتهای کربلای ۱، ۳، ۴، ۵ و ۸ رئیس ستاد تیپ الهادی بود. شهید در [][عملیات والفجر ۱۰]] جانشین تیپ مهندسی و در [[عملیات بیتالمقدس۴]] فرماندهی تیپ مهندسی را بر عهده داشت. از دیگر مسئولیتهای وی فرماندهی مهندسی رزمی ۴۶ امام هادی (ع)، فرماندهی تیپ ۴۶ امام هادی(ع)، فرماندهی مهندسی رزمی [[قرارگاه مدینه منوره]] ، فرماندهی مهندسی تیپ ۴۲ قدر و فرماندهی مهندسی رزمی جبهه مقاومت بود.او در عرصههای سازندگی هم فعالیت داشت که در احداث سد کرخه احداث جاده نیریز در استان [[فارس]] ، طرح توسعه نیشکر، اجرای طرحهای سد و بسیاری دیگر از فعالیتهای جهادی سهم ویژهای داشت. بعد از پایان جنگ سردار دو سالی در منطقه فعالیت داشت اما بعد به [[شیراز]] آمد و در پنج سال اخیر مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران شیراز را بر عهده داشت. شهید خیلی با خانواده شهدا و جانبازان مأنوس شده بود تا آنجا که میتوانست در رفع مشکلات و مسائل آنها کوشش میکرد. صبر، خوشرویی و متانت ایشان زبانزد بود خیلی تحمل داشت.
سردار اسکندری در نهایت پس از سالها مبارزه و مجاهدت به آرزوی قلبیاش رسید و در دفاع از حرم [[حضرت زینب کبری(س)]] در اولین روزهای خردادماه سال ۹۳ به شهادت رسید.
==خاطرات و گزارشات==
1.فرزند شهید عبدالله اسکندری توضیح میدهد:
بعد از شهادت پدر پیکر ایشان به ما بازگردانده نشد. اما صحبتهایی بود که با مبادله اسیر، یا پرداخت هزینهای بتوانیم پیکر پدر را بازپس بگیریم. اما ما به مادرمان گفتیم که مادر جان به کسانی که میخواهند پیکر پدر را بازگردانند، بگویید ما راضی نیستیم که یک ریالی از پول بیتالمال صرف این گروه خبیث شود. حتی یک اسیر هم نباید آزاد شود. پدر رفته بود تا آنها را به درک واصل کند. ما برای آنچه در راه خدا دادهایم، توقعی نداریم و حاضر نیستیم که به ازای پیکر پدرمان ریالی از بیتالمال هزینه شود. زیرا هر اقدامی کمک به آنها محسوب میشود.
خیلی دلش می خواست به سوریه رفته و از حریم حضرت زینب (سلام الله علیها) دفاع نماید.
در آخر جلسه در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت : به والله قسم اگر ببینم باب شهادت در هر گوشه از جهان باز شده است. با آغوش باز به آنجا رفته و تا شاهد شهادت را در آغوش نکشم باز نخواهم گشت…
چند ماه بعد ، [[عید مبعث]] در سوریه به دست پست ترین انسان ها به بالاترین درجه انسانیت رسید . . .<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/13/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%80-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3/ سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:5177_253-150x150.jpg
Image:1445173447143_80548_107-th3-150x150.jpg
Image:89464_317-150x150.jpg
Image:90000_749-150x150.jpg
Image:455610_351-150x150.jpg
</gallery>
منبع==پانویس==<references /> == ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید حاج عبدالله اسکندری}}http[[رده://www.takrimeshahid.ir/2016/12/13/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%80-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3/شهدا]][[رده: شهدای مدافع حرم ]][[رده:شهدای ارتش جمهوری اسلامی ]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان فارس ]][[رده: شهدای شهرستان شیراز_قصر الدشت]]