شهید محمد کمالی‌ - شهادت 1361

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدکمالی‌
محمدکمالی‌.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد نیشابور
شهادت 1361/02/25
سمت‌ها رزمنده‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر:غلامحسین‌



کد شهید: 6125404

نام : محمد

نام خانوادگی : کمالی‌

نام پدر : غلامحسین‌

محل تولد : نیشابور

تاریخ شهادت : 1361/02/25

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌


خاطرات

  • لحظه و نحوه شهادت

نقل می کنند: محمد در خط مقدم به اتفاق دیگر دوستانش در ساخت سنگر کمک می کرد. در حین ساختن سنگر مورد اصابت تیر دشمن قرار می گیرد و به شهادت می رسد. راوی اقدس کمالی

  • احترام به بزرگتر ها

پدر بزرگ محمد همیشه می گفت: وقتی من مُردم، مرا حتماً به صحان ببرید(یکی از مناطق اطراف) نه اینکه در امیرآباد دفن کنید. محمد به شوخی می گفت: شما هر وقت مُردید، من خودم شما را با تراکتور می برم صحان. اما تقدیر الهی آن بود که پدر بزرگ آمد و در دفن نوه خود(محمد) شرکت کرد و مراسم خاک سپاری و تدفین را پدر بزرگ انجام داد. راوی محبوبه کمالی

  • امر به معروف و نهی از منکر

یکی از خواهرانم در روستای همجوار، عروس شده بود، این را بگویم که یک رودخانه ای از کنار روستا می گذردـ و هنگامی که خواهرم می خواست به خانه اش برود، محمد آمد و به او گفت: خواهر یادت باشد به خانه شوهر که رفتی با اقوام شوهرت به خوبی رفتار کن. بین ما همین رودخانه است، تو آن طرف هستی و ما این طرف. او خیلی به خواهرم نصیحت می کرد که در زندگی با دیگران به خوبی رفتار کند و خوش رفتار باشد و با اخلاق نیکو زندگی شیرینی را برای خانواده اش درست کند. راوی فاطمه کمالی

  • مقدمات و مؤخرات نماز

من با محمد حدود سه ماه با هم بیابان می رفتیم تا چوپانی کنیم. او همیشه با خودش مقداری آب می آورد برای وضو گرفتن و دیگر امور. یک روز من به او گفتم، در بیابان تیمم هم قبول است. اما او کار خودش را می کرد و همیشه با هر زحمتی بود آب برای وضو و طهارت خودش می آورد تا در بیابان به بی آبی نخورد و بتواند به موقع نماز بخواند. راوی محمد نوروزی

  • اهمیت به علم و حرمت علما

یادم می آید یک روز به مدرسه رفتم و چون تکالیفم را انجام نداده بودم، معلم من را کتک زد. من هم گفتم: که دیگر به مدرسه نمی روم. محمد کمالی خیلی ناراحت شده بود و من را نصیحت می کرد و می گفت: شما باید به مدرسه بروی و درس بخوانی تا ان شاءالله فرد مفیدی برای جامعه باشی. راوی اقدس کمالی

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده