شهید میرحسین دانش نیا

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۰ توسط Atashbar97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شه ی د م ی رحس ی ن دانش ن ی ا

تار ی خ تولد :1346/12/29

تار ی خ شهادت : 1366/09/01

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :گ ی لان - رشت - رشت (تازه اباد)

وصیت نامه

به نام الله پاسدار خون شه ی دان


وص ی ت نامه سرباز م ی ر حس ی ن دانش ن ی ا


سلام بر رهبر، رهبر ی که جدش خانم زهرا (سلام الله عليها) و ذهنش روح خدا، هدفش راه رسول الله (صلي الله عليه و آله) است .


سلام بر پدر گرام ی و مادر عز ی زم و خواهران و برادرم .


سلام ی که از فرسنگ ها راه دور برا ی تان م ی فرستم و در دل س ی اه شب برا ی شما م ی نو ی سم تا ی ادگار ی از من داشته باش ی د . ما سرباز ی م و سرباز ی عن ی جان در راه م ی هن، رهبر و ناموس خود فدا نمودن. مادر و عز ی زانم ! ما 5 ماه آموزش ی تکاور ی را گذراند ی م تا آماده برا ی مبارزه با دش من ا ی ن آب و خاک باش ی م و برا ی مقابله با دشمن بزرگ اسلام ی عن ی آمر ی کا هم ی شه آماده و گوش به فرمان امام عز ی ز باش ی م و هر زمان ی که او فرمان جهاد داد در راه خدا به فرمانش لب ی ک بگو ی م .


من به عنوان ی ک بس ی ج ی کوچک ام ی د آن دارم که بتوانم در ا ی ن عمل ی ات به آنچه که هدفم است برسم و خداوند مرا مورد قبول خود قراردهد مادر و پدر! شما برا ی م بس ی ار زحمت کش ی ده ا ی د ما امانت ی بود ی م نزد شما، و شما با ی د شکر کن ی د که ا ی ن امانت خود را به دست حق بسپار ی د . پدر و مادرم ! مرا حلال کن ی د و برا ی م از خدا طلب آمرزش کن ی د تا خداوند مرا در آستانش بپذ ی رد . پدر و مادر! شهادت ی عن ی به معبود رس ی دن، شهادت ی عن ی عاشق ی به معشوق رس ی دن و با شهادت ما به آنچه که م ی خواه ی م م ی رس ی م . مادر و پدرم! من از جدم فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و محمد رسول (صلي الله عليه و آله) خواهش کرده ام که شفاعتم را نزد خداوند بنما ی ند .


امشب ی عن ی مورخ 1366/09/01 شب عمل ی ات نصر 9 با رمز ی ا ام ی رالمومن ی ن (عليه السلام) م ی باشد. و همه در ا ی ن شب شور و شعف در چشمانشان موج م ی زند، همه خوشحال از ا ی ن که به طرف شهادت م ی روند و شربت شهادت را م ی نوشند مشغول نوشتن وص ی ت نامه هستند. من هم از شما م ی خواهم که بر مزارم نگر ی د ز ی را اشک شما شوق ی است در دل دشمن، پس شما ن ی ز ا ی ن گونه با دشمن بجنگ ی د تا همه دن ی ا بدانند که ا ی ران ی ان شهادت طلب و صبورتر ی ن افراد جهانند .


از شما خواهرانم م ی خواهم که در انتخاب همسر دقت کن ی د و به س ی رت ز ی با بنگر ی د و صورت ز ی با را در زندگ ی مد نظر نگ ی ر ی د . همسرتان را مرد ی متد ی ن و مومن انتخاب کن ی د مانند جده مان فاطمه زهرا (سلام الله عليها) ساده زندگ ی کن ی د و از زرق و برق ها ی دن ی و ی چشم بپوش ی د و تو ن ی ز برادرم در نبودن من جا ی من را برا ی پدر و مادرم پر کن تا آنها نبودنم را احساس نکنند و رنج ی ده خاطر نشوند. مادرم و پدر عز ی زم ! وقت ی که به شهادت نائل شدم دستم را از تابوتم ب ی رون بگذار ی د تا همه بدانند که هر انسان ی پس از مرگ چ ی ز ی با خود به جهان باق ی نم ی برد بلکه دست از ا ی ن دن ی ا پرست ی بشو ی ند و طمع در زندگ ی نداشته باشند .


در آخر از خداوند م ی خواهم رهبر ما را هم ی شه باق ی و پا ی نده نگه دارد تا سربازان رش ی د برا ی اسلام ترب ی ت کنند و راهش را ما ادامه م ی ده ی م تا نمونه ا ی کوچک باش ی م از همه زحمات رهبر کب ی رمان . برا ی رهبر عز ی ز و حضرت آ ی ت الله خامنه ا یی و تمام ی دولت مردان ا ی ران طول عمر و موفق ی ت در پ ی شبرد اسلام در ا ی ران را آرزومندم .


تکاور بس ی ج ی

یادداشت

بسم الله الرحمن الرح ی م


مادر ! هر چه در کتاب ها ی لغت گشتم کلمه ا ی پ ی دا ننمودم که بتواند مقام و عزت تو را آن طور ی که با ی د و شا ی د در برداشت و بزرگ ی تو برسانم. از ا ی ن جهت تو را به همان نام مادر خطاب م ی کنم، ز ی را ا ی ن کلمه کاخ منزل تو و قدرت تو را تا عرش خدا ی تعال ی بالا م ی برد و به خوب ی م ی تواند معرف وجود و شخص ی ت تو باشد .


تو آن گوهر ی کدانه هست ی که خداوند به بشر م ی بخشد و زمان د ی گر پس م ی گ ی رد آن گاه که بخش ی د زم ی ن و آسمان را عطا کرده؛ وقت ی که باز گرفت زندگ ی و هست ی را از کف ربوده است. در تمام دن ی ا ه ی چ چ ی ز به عز ی ز ی مادر نم ی رسد حت ی جان هم نخواهد توانست مانند او گرام ی و محبوب با شد . زمان ی که م ی اند ی شم و مي بينم ذرات وجودم همه در اثر رنج ها و زحمات شبانه روز ی تو رو ی ش ی افته دلم م ی لرزد که مبادا نتوانم ی ک ی از م ی ل ی ون ها حق ی را که بر گردن من دار ی ادا نمايم و کوچکتر ی ن وظ ی فه خو ی ش را بتوانم انجام دهم. در جهان عشق محبت ها ی گوناگون ی دارد که هر کدام آتش ی است تا دل و جان را تابان و فروزان كند؛ ول ی کن ه ی چ کدام به پاک ی و صفا ی مهر تو نم ی رسد .


عشق و محبت ی که در قلب تو وجود دارد لطف خداي ی است و ق ی د و بند همه آلا ی ش ها پاک است. مادر! بگذار تو را بعد از خدا ی بزرگ، پروردگار خو ی ش بنامم و چنان در پ ی شگاهت افتم که چشمانم كف پا ی تو گردد .


اگر فردا روزگار تو را از من بگ ی رد به خاطر از دست دادن همچو توي ی تا زنده ام اشک م ی ر ی زم و لباس س ی اه م ی پوشم. د ی گر ابداً لبانم خنده نم ی گشا ی د و اگر وجود من به خودم تعلق داشت پس از تو زندگ ی نم ی خواستم و به آسان ی از خو ی شتن م ی گذشتم؛ ول ی در ی غ از اجتماع و اصول ا خلاق به من چن ی ن اجازه ا ی را نم ی دهد. م ی با ی د زنده باشم تا وظ ی فه ا ی که در مقابل جامعه خو ی ش دارم ادا نما ی م .


مادر ! اگر من پ ی ش از تو بم ی رم چنان شادمان خواهم بود که سر از پا نم ی شناسم ز ی را در آن جهان در آرامش ابد ی تر صفا و طراوت بهشت در م ی ان جلوه انوار ا ی زد ی تو را خواهم د ی د و زمان ی که رخت از ا ی ن جهان بر بست ی برا ی هم ی شه در آسمان ها در کنار هم به سر خواه ی م برد. م ی دا نم که در مرگ من خواه ی گر ی ست ول ی بدان با مرگ، انسان به کمال م ی رسد و تو در زندگ ی ت مرا چنان پرورش داد ی که به آسان ی به هدف بشر ی ت ی عن ی جمال و کمال رس ی ده ام .


مادر ! تو آن قدر فداکار و مهربان ی که برا ی آسا ی ش و موفق ی ت فرزندت از بذل جان هم در ی غ ندار ی ؛ بگو چگونه م ی توانم از ا ی ن همه لطف و خوب ی تو سپاسگزار ی کنم؟ مادر! تو در آسمان ی و من در زم ی ن، خورش ی د مهر و محبت خو ی ش را در گلستان دل و جانم بتاب تا همه وقت شاد و خندان ب ماند وگرنه از خزان ب ی مو ی افسرده شده در زمستان ب ی محبت ی م ی م ی رم .


اگر من شه ی د گشتم و ی ا آن که کشته شدم دوست دارم که هر کس که کوچکتر ی ن بد ی از من د ی ده مرا ببخشد و عفو نما ی د . همواره از خداوند بزرگ برا ی م طلب آمرزش کن ی د . شما را سفارش م ی کنم که در مرگ من نگر یی د . خدا را همواره در خود جستجو کن ی د نه در ب ی رون . در رفتارتان با ی کد ی گر اخلاق صح ی ح و انسان ی را رعا ی ت کن ی د . در اجتماع سع ی کن ی د هم ی شه به آن چ ی ز ی ب ی ند ی ش ی د و تک ی ه کن ی د که بهتر از آن و پا ی دارتر از آن نباشد و هم ی شه حق ی قت را مع ی ار خود قرار ده ی د نه واقع ی ت . همواره ا ی ن را به خاطر بسپار ی د که زندگ ی فقط دوره ا ی کوتاه و توقف گاه ی اندک است پس به چ ی زي که ناپا ی دار است و سراي ی که در آن هست ی م نم ی مان ی د، دل نبند ی د و دل خوش ندار ی د که دن ی ا بس فر ی بنده و مکار است. همه شما را به خداوند بزرگ م ی سپارم. از پ ی ش خدا آمد ی م و بسو ی او رجوع م ی کن ی م

http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10491

پا ی گاه اطلاع رسان ی شهدا ی ارتش جمهور ی اسلام ی ا ی ران