شهید مهدی واله آیسک
شهید مهدی واله آیسک
تاریخ تولد : 1340/02/15
تاریخ شهادت : 1361/01/07
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : خراسان جنوبی - سرایان - بهشت اصغر ( شهر آیسک )
زندگی نامه
شهید سرباز مهدی واله آیسک فرزند حسن به تاریخ 15/02/1340 در یک خانواده مذهبی و فقیر چشم به جهان گشود. شهید از همان کودکی در کنار کمک به خانواده خود به تحصیلاتش نیز ادامه میداد. از همان کودکی به احکام دین توجه خاصی داشت و مدام در مراسم مذهبی و نماز جماعت شرکت میکرد. از سال 56 عشق به رهبری در وجودش شعلهور گردید و در همان اوایل شکلگیری انقلاب مدام در تظاهرات و پخش اعلامیه حضور گستردهای داشت تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید. اخلاق نیکو و پسندیده و نگاه دوستانهی پرمهر و محبت ایشان حتی کودکان را نیز دلباخته خود میکرد. اوقات فراغت ایشان با مطالعه کتب متفاوت و کمک به دیگران علیالخصوص به برادران و خواهران خویش در زمینهی درسی و اخلاقی سپری میشد. در تمام فعالیت ها از جمله عضویت بسیج، شرکت در جهاد سازندگی روستاها ومقابله رویارویی با منافقین و عناصر خودفروخته حضور فعالانه داشت. پس از وقوع جنگ تحمیلی و دعوت امام از جوانان کشور جهت اعزام به جبههها، علی الخصوص خدمت وظیفه عمومی جهت اعزام به خدمت مقدس سربازی خود را معرفی و در رستهی پیاده آموزش دید. در طول خدمت سربازی همیشه مطیع و فرمانبردار فرماندهان مکتبی و مؤمن خود بود و از هیچ فرمانی شانه خالی نمینمود. سرانجام در تاریخ07/01/ 1361 در منطقه ی عملیاتی محل خدمت خود حین انجام عملیات به درجهی رفیع شهادت نائل آمد
وصیت نامه
بارالها، مپسند آنكه گل ما درهند خشت دیوار صنم خانه كفار شود
كربلا مدفن ما ساز كز آن تربت پاك سجده گاه ملك، سجده اغیار شود سلام بر پدر و مادر و همسرم و برادرانم و فامیل .
امیدوارم كه خداوند قادر متعال به ما توفیق این را بدهد كه خدمتگزار اسلام بوده و دوستدار امام زمان و حافظ قرآن و پاسدارى واقعى براى نائبان بر حق حضرت مهدى باشیم و به ما توفیق رزم با كفار از خدا بى خبر و توفیق پیروزى بر آنها را نصیب ما گرداند.
اكنون كه به یارى الله در پیش چشمان پرفروغ و نظاره گر امام زمان، حضرت مهدى (عج) و با توجهات امام خمینى حمله اى را در پیش داریم، چند كلمه اى را كه در نبودنم، لازم مى دانم تذكر مى دهم.
اولا اگر بـــــراى پدر و مـــــادرم كه از خـــــردى تاكنون مــــرا پرورانیده رنجهــــاى فراوانى را به خاطر من بر خود روا داشته، تشكر مى كنم و اگر فرزندى نابخرد بوده ام، عذر مى خواهم و انشا ا...، امیـــــدوارم مرا ببخشند و از اینكه رضـــــــایت خــــود را در به جبهه آمدنم تائید كردند تشكر مى كنم.
ثانیا، از همسرم مى خواهم كه به دل هیچ غصه و غم راه ندهد. همسر عزیزم مى دانم ناراحت خواهى شد، از تو به خاطر محبتى كه نسبت به هم داشتیم مى خواهم كه ناراحت مشو و با در نظر گرفتن تمام موازین اسلام، چنانچه خواستى همسر كنى از تو مى خواهم به خاطر دوستى كه با هم داشتیم، همسرت را دوست بدار و بدان كه ناراحتى تو، ناراحتى من است، از تمام فامیل و والدینم مى خواهم در مرگ من به سوگ ننشینند كه همانا سوگ شما، سور دشمن است.
از برادرانم مى خواهم اسلحه ام را زمین نگذارند و در حد توانایى با دشمنان اسلام و قرآن بستیزند كه وعده خداوندى بر پیروزى اسلام تحقق خواهد یافت انشا الله.
و از خواهرانم عاجزانه مى خواهم حجاب اسلامى خود را كه به قول دوستانم شاید كوبنده تر و كارى تر از ریختن خون من است حفظ كند و از تمام كسانى كه به نوعى پیامم را مى شنوند، مى خواهم همیشه به هر نحو با تمام امكانات یاور قرآن و مكتب مقدس اسلام باشند و نگذارند با كار هاى غیر انسانى كفار دل امام عصر را به درد آورند و همیشه یاور امام خمینى كه عامل رهایى مستضعفین از كید مستكبرین عالم است باشند و تنهایش نگذارند.[۱]