خاطرات
- تعليم قرآن
بچه ها خيلی کوچک بودند، اما شعبان علی از همان موقع به فکر تعليم و تربيت آن ها بود. يک روز قرآنی که تازه گرفته بود، بوسيد و دو دستی داد به من. گفت: "خانم! اين قرآن رو بگير و بخون با معني!" گفتم: "من که همش می خونم." گفت: "اين بار فرق ميکنه! بايد به بچّه ها هم ياد بدی. منبع:کتاب به رنگ صبح صفحه ۴۵