شهيد عبدالرضا کرم الدين

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۲ توسط Mahmodzade9805 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

خاطرات

  • دلم نيامد بيدارتان کنم

وقت نماز صبح بود که بيدار شدم. رختخواب عبدالرضا دست نخورده بود. معلوم بود تا صبح خانه نيامده. با دلواپسی پله ها را امدم پايين. با خودم گفتم نماز خوندم ميرم دنبالش. از زير پلّه ها صدايی شنيدم. چراغ را روشن کردم انگار کسی لای زيلو خوابيده بود. رسيدم: عبدالرضا! تويی؟ چرا اينجا خوابيدی؟ گفت: دير وقت اومدم. ديدم در هال قفله، دلم نيومد بيدارتان کنم. منبع:به رنگ صبح، ص۵۲