{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = زین العابدین سجادی گوجه
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت =
ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = مسلمان، شیعه
|تولد =قوچان
|شهادت =۱۳۶۲/۶/۹
|وفات =
|مرگ =
|محل شهادت =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =رزمنده
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده =
}}
خاطرات
روزی من به اتفاق یکی از دوستان به طرف باغ که در روستا داشتیم می رفتیم که در بین راه به باغ شهید زین العابدین رسیدیم ، ایشان با دو نفر دیگر داشتند یونجه جمع می کردند و سیب می خوردند ؛ همینکه ما را دید صدا کرد و آنقدر سیب به ما داد که تمام جیب هایم پر شده بود و من هرچه می گفتم بس است اصلا گوش نمی کرد و می گفت : نعمت خداست بخورید .
بعد از شهادت پسرم زین العابدین یکی از هم روستائیها خواب دیده بود که تعدادی از مردم سینه می زنند و شهید جلوی همه با لباس سبز پیشقدم بود و در حال سینه زدن بودند .
منبع : سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11360