| یادداشت = بعد از این عملیات، تلاش های بین المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطعنامه ۵۹۸، که در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.
}}
[[عملیات کربلای ۵ ]] در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۶۵ در منطقهی جنوبی عراق، [[عراق]]، به منظور تصرف شهر [[بصره ]] و کسب یک برتری سیاسی به طور مشترک توسط [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ]] و [[ارتش جمهوری اسلامی ]] ایران و با رمز ''یا زهرا (س)'' اجرا شد و در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۶۵ با پیروزی نسبی ایران از بعد سیاسی و حفظ شهر بصره از سوی نیروهای عراق، پایان پذیرفت.
==دلیل انجام عملیات==
سنگینی شرایط دشوار پس از [[عملیات کربلای 4 ]] ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب میکرد. عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمنا از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح کربلای 4 را جبران نماید.
سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات کربلای 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب میکرد. عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمنا از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح کربلای 4 را جبران نماید.
ارزشمندترین منطقه موجود [[شلمچه ]] بود که دشمن در آن مستحکمترین مواضع و موانع را داشت، به طوری که عبور از آنها غیر ممکن مینمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات کمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیر ممکن میساخت؛ لیکن ضرورت غیر قابل انکار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم گیری پس از عملیات کربلای 4 سبب گردید که صرفا برای انجام تکلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ کربلای 5 آماده شوند.
هنگام انتخاب منطقه عملیات کربلای 5، آنچه اوضاع را پیچیده تر میکرد، این بود که: تنها انجام یک عملیات نمیتوانست موثر باشد. به علاوه عملیات باید با پیروزی توام باشد. هم چنین سرعت عمل نیز نقش تعیین کننده ای در این عملیات داشت.
دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند.
اولین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانک احداث شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار میکرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر میرسید. در پشت مواقع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، [[تانک]]، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک میتوانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.
دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیل بندی بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر که دارای موضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود. این سیل بند از جنوب جاده شروع میشد و به سمت اروند ادامه داشت.
از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق.
از جنوب، به [[رودخانه اروند ]] و اروند صغیر.
از غرب، به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.
این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، [[خاکریز]]، جاده و .... تشکیل شده است که همه آنها در بخش شمالی اروند قرار دارند. هم چنین، آب گرفتگیهای متعددی در این منطقه وجود دارند که از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هر گونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شدهاند.
==استعداد دشمن==
منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه [[لشکر 11 پیاده، پیاده]]، [[5 مکانیزه ]] و [[3 زرهی ]] در این منطقه مستقر بودند.
==با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشکرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشکرها عبارت بودند از:==
و با توجه به تجارب عملیات کربلای 4، ابهام نسبت به میزان هوشیاری دشمن موجب شده بود که کلیه تحرکات دشمن تا قبل از آغاز درگیری کنترل شود. اجرای آتش کاتیوشا در داخل حوضچه لشکر 41 ثارالله(ع) و خسارتهای وارده، به میزان حساسیتها افزود. از سوی دیگر، افزایش تردد خودروهای دشمن به سمت منطقه فاو، [[فاو]]، این تصور را تقویت کرد که دشمن قصد حمله به فاو را دارد. اما هم چنان نسبت به میزان هوشیاری دشمن در منطقه شلمچه ابهام و تردید وجود داشت و هیچ گونه نتیجه مشخصی ارایه نمیشد. در این حالت، نیروها در انتظار صدور فرمان حمله از سوی فرماندهی کل در شرق بصره بودند. با توجه به نور مهتاب، ساعت شروع حمله، 2 بامداد روز 19/10/1365 تعیین شده بود. اما نظر به محدودیت زمان برای شکستن خط و پاکسازی و تثبیت آن، مقرر شد که نیروها با استفاده از نور مهتاب حرکت کنند و در پشت مواضع دشمن در انتظار صدور فرمان حمله بمانند.
پس از نیمه شب، که نور مهتاب منطقه را روشن کرده بود، درگیری در برخی محورها آغاز شد. که این خود بر نگرانی مبنی بر هوشیاری دشمن افزود: با این که تا غروب نور مهتاب هنوز زمان زیادی باقی مانده بود، از سوی فرمانده صحنه نبرد، سردار سرلشکر محسن رضایی، در ساعت 1:35 بامداد فرمان حمله با رمز مقدسیا مقدس یا زهرا(سلام الله علیه) صادر شد و بدین ترتیب برادران بسیجی و سپاهی یورش خود را به عظیمترین و پیچیدهترین استحکامات دشمن در شرق بصره آغاز کردند. خبرهای واصله به قرارگاه کربلا حاکی از پیشروی در محورهای مختلف و شکسته شدن خط دشمن بود، از این رو اطمینان به غافلگیری دشمن به وجود آمد و ابهامات مبنی بر عدم امکان شکسته شدن خطوط دشمن نیز بر طرف شد.
در شب چهارم، مجدداً به منظور تکمیل اهداف عملیات، همان مانور دنبال شد و با توجه به وضعیت کلی عملیات، تلاش اصلی بر روی قرارگاه های قدس و نجف متمرکز گردید. ورود لشکر 5 نصر به [[جزیره بوارین ]] و در هم شکستن استحکامات دشمن، بخشی از موفقیتهای حاصله بود.
عبور از موانع نفوذ ناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه ای اهمیت یافت که متعاقب این عملیات:
موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد. اوضاع جبهه های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزندهترین تجارب نظامی خود را کسب کرد. تلاشهای بین المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطع نامه 598، که در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید. حضور گسترده نظامی امریکا و متحدین او در [[خلیج فارس ]] آغاز شد و یکی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریکا ساقط گردید.
===تعدادی از حجاج بی دفاع ایران توسط رژیم سعودی به شهادت رسیدند. آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات کربلای 5 تا پس از عملیات تکمیلی کربلای 5 به شرح زیر است:===
2- تجهیزات منهدم شده دشمن:
بیش از 80 فروند [[هواپیما]].
700 دستگاه تانک و [[نفربر]].
250 قبضه توپ صحرایی و ضد هوایی.
===تو مردهای سردار===
نامهای را که [[شهید احمد شوشه ]] فرزند عباس از گرگان، بعد از عملیات کربلای 5، به صدام نوشته است.
تو مردهای سردار، مردان ما یک بار دیگر آمدند سردار، مردان صخره و دشت. مردان رود و نیزار، مردان راز و نیاز؛ اینان مثل رگهای نورانی صاعقهاند، مثل پارههای آهن و مثل برادههای نورند. ببین چگونه ارابههای پولادین تو در دستهای مردان ما مثل موم آب میشوند و چگونه سربازان مفلوک تو بر خاک زانو میزنند، ببین چگونه خاکریزها و سنگرهایت در دشت گسترده شلمچه از هم فرو میپاشد و دهان فرماندهانت از ترس قفل میشود. تناور مردان ما را ببین. حریتی در دل آنها است که به وسعت شقاوت تو زبانه میکشد. باید این مردان را شناخته باشی.
باید به تو گفته باشند که اینان کیانند. این مردان یک شبه اروندرود را به خواب ناز فرو بردند تا به بیداری فاو برسند. همین مردان بودند که پوزهٔ تو را از حمیدیه تا به فاو به خاک مالیدند و ازمهران از[[مهران]] تا کرکوک نعش تو را بر خاک کشیدند و امروز از شلمچه تا بصره و فردا تا کربلا تو را لگدمال خواهند کرد، سردار، تو مردهای تو روزی مردی که نتوانستی آن نور را خاموش کنی، نوری که از غار حرا به قلوب ملت ما تابیده بود. و اکنون میرود تا جهانی را روشنی بخشد. سردار، تو روزی مردی که ما بسیاری از آنچه را که دوست میداشتیم از دست دادیم.
نخلهای شکسته را به یاد فرزندانمان با خون و آتش زینت دادیم و امواج رودها را به نام دلاوری نام گذاری کردیم. این قلل مرتفع که به آبی آسمان عزّت و صلابت میبخشند به نام نامی گمنامی ثبت شدند تا گلهایی که بر دامن آن میرویند سرخ باشند. حتی سرختر از خون پاکی که تخته سنگهای آن را رنگین کرده بود. سردار، تو همان روز مردی روزی که دختر بچه روستایی از پنجره کومهاش نگاه معصومش به کلاه آهنی سربازانت افتاده، روشنی قلب کوچکش خاموش شد، و در بستر عروسکش به خواب ابدی فرو رفت. آری، سردار امروز ما پیروزیم، به برکت آن نور، پیروزیم به برکت خونهایی که مثل فواره به آسمان پاشید و تنور سرخ این همه شقایق، دشتها و کوههای ما را گرم کرد. سردار، تو مثل هر دیکتاتور دیگری میترسی و میلرزیی، تو میدانستی که بخاری کرملین برای همیشه آدمی را گرم نمیکند و شومینه کاخ سفید ممکن است با فوت یک بسیجی خاموش شود، برای همین است که تو باد کردهای به روی دست آن پوست فروش که خندههای آهنین دارد و روی زین اسب آن گاوچران هفتاد ساله باد کردهای.
منطقه خرمشهر شاهد اجرای عملیات کربلای 5 بود.
منطقه [[نهر خین ]] در این عملیات آزاد شد.
بیمارستان امام حسین (علیه السلام) پشتیبانی و مداوای مجروحین عملیات کربلای 5 را به عهده داشت.
در دی ماه 1365 صدای فارسی رادیو عراق اعلام کرد: چهار کارشناس برتر نظامی دنیا از جمله از آمریکا، شوروی سابق، انگلیس، و آلمان و فرانسه منطقه شلمچه را دیده و گفته بودند: 93 درصد زمین منطقه از لحاظ نظامی مسلح و مجهز است و هیچ کس نمیتواند از اینجا عبور کند. تا یک هفته بعد منطقه توسط نیروهای ایرانی مورد شناسایی و بررسی قرار گرفت.
[[سیم خاردارهای حلقوی و فرشی، فرشی]]، آب با عمق 30 سانتیمتر که نه با قایق میشد عبور کرد و نه با پای پیاده. مینهای متنوع ضدنفر، ضد تانک و در بین همه این موانع کمین از جمله تجهیزاتی بود که بر سر راه نیروهای ایرانی قرار داشت که البته طراحی آن از خود عراقیها نبود.
برای شناسایی، رزمندهها هر شب از مسیرهای مختلف عبور میکردند و اگر به کمین میخوردند مسیر دیگری را میرفتند و آنقدر این کار تکرار شد تا منطقه به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت.
===یک خاطره===
شب 18 بهمن سال 64، محسن رضایی، همه فرماندهان را جمع کرد و خواست در مورد چگونگی انتقال تجهیزات و پشتیبانی [[عملیات والفجر 8 ]] صحبت کنند. مهندس پورشریف از برادران بسیجی جهاد سازندگی که شباهت زیادی در اخلاق و رفتار به [[شهید مهدی باکری ]] داشت پیشنهاد کرد تجهیزات پشتیبانی با وسیلهای شبیه «کلک» که بعد نامش را «خضر» گذاشتند انتقال یابد که همین پیشنهاد بعدها موضوع پایاننامه فوق لیسانس برخی از دانشجویان شد.