شهید اسد اله شاهواروقی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
ااسداله شاهواروقی
شهید شاه.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
تولد 1339/01/01
شهادت 1360/11/21
محل دفن تهران-بهشت زهرا


زندگینامه

شهید اسد الله شاهواروقی در خانواده مذهبی در روستای شاهواروق به دنیا آمد. از همان سنین کودکی و نوجوانی از استعداد و خلاقیت بالايی برخوردار بود و در بین خانواده و اطرافیان به عنوان الگویی مطرح شده بود. او در همان سنین کودکی و نوجوانی به علت جوی که در خانواده حاکم بود با فرائض دینی و عبادی آشنا شد و در دوران زندگی خود همیشه سعی داشت با شناخت بهتری به مسائل مذهبی و دینی بپردازد.

شهيد شاهواروقي دوران ابتدایی را طی کرد و برای تأمين امرار معاش به شهر آمد و در سنین پائین مشغول کار شد. او به درس خواندن علاقه ي بسياري داشت که در دوران ابتدایی یا شاگرد اول بود و یا شاگرد دوم.

در دهکده ای که اسد الله زندگی می کرد مثل تمامی روستاهای کشورمان از مدارس ابتدایی به بالا محروم بودند و این هم به قول شهید دست جنایتکار آمریکا در کاربود تاکشاورزی و روستا را به نابودی بکشاند.

او در دوران انقلاب مثل همه مردم کشورمان در تظاهرات ضد طاغوت فعالانه حضور داشت و کینه عجیبی نسبت به شاه و اربابانش در دلش داشت. همیشه می گفت: باعث بدبختی ما آنها هستند كه با نابودی شاه و پیروزی انقلاب در 22 بهمن به آرزوی دیرینه خود رسید.

در زمان انقلاب در درگیری های تهران با تمام توان خود در تظاهرات و پخش اعلامیه می کوشید و خصوصاً در روستا وقتی که بعضی از مردم ناآگاه هنوز از شاه دفاع می کردند او به آنها می گفت که این شاه است که باعث تمامی بدبختی های ماست و ما باید این رژیم را از بین ببریم و حکومت اسلامی را در اینجا حاکم کنیم.

در زمان اوج گیری انقلاب در تظاهرات و درگیری ها نقش فعالی داشت و با مردم مسلمان و انقلابی تهران برای سرنگونی شاه و دار و دسته جنایتکارش بسیار تلاش و کوشش می کرد و با پیروزی انقلاب و حاکمیت جمهوری اسلامی او به پشتیبانی از انقلاب با ضد انقلاب برخوردی جدی داشت.

انگیزه رفتن شهید به جبهه علاقه شدید به انقلاب اسلامی که هزاران تن از بهترین جوانان ملت جان خود را در راه آن از دست داده اند و این بود که تصمیم گرفت به خدمت سربازی برود که بعد از دوران آموزشی داوطلبانه عازم جبهه ها شد. او می گفت که این جنگ را استکبار جهانی برای نابودی انقلاب ما راه انداخته است و ما باید از آن دفاع کنیم.

شهيد شاهواروقي دوره ي آموزشي را در پادگان عجب شیر گذراند. پس از آن تقسیم شدند و قرار بر اين شد كه در همان پادگان بمانند اما آنها 3 روز اعتصاب كردند كه ما نیامده ایم که در پادگان بمانیم باید ما را بعد از آموزشی به جبهه بفرستند. او حدوداً 6 ماه درجبهه های دشت آزادگان و چزابه مشغول خدمت به اسلام و انقلاب بود. صحبت های او همیشه این بود: از امام پیروی کنید که اطاعت از حسین زمان است که می توانیم به این دشمن صفاک پیروز شویم و دیگر این که با توان و قدرتي كه دارید از این جنگ تحمیل شده بر ما پشتیبانی کنید که تمامی مستصعفین نگاهشان به اين انقلاب و جنگ است.

اين شهید گرامي هنگامی که بعثی های جنایتکار به تنگه چزابه حمله کردند و برای دفاع از تنگه، دلیرانه جلوی آنها ایستاد که گلوله به شکم او اصابت کرده و به درجه ي رفيع شهادت رسيد.

خاطرات

در ماه مبارك رمضان روحاني به روستا آمده بود. در بين سخنراني اسم امام را كه بر زبان جاري كرد شهيد شاهواروقي به همراه چند نفر از دوستانش بلند صلوات فرستادند. چند تن از اهالي روستا به آنها گفتند شما را چه به اين حرف ها.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده