شهیدحسین تیمور لویی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حسین تیمورلویی

تاریخ تولد :1341/09/14 تاریخ شهادت : 1364/03/02

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : آذربایجان شرقی - آذرشهر - تیمورلو

زندگی نامه:

شهید حسین تیمورلوئی در سال 1341 در دهستان تیمورلو از توابع شهرستان آذرشهر در خانواده مذهبی و متوسط دیده به جهان گشود. وی دوره ابتدائی را در مدرسه مرتضوی تیمورلو گذراند و پس از طی دوره راهنمایی در مدرسه شهید طالب زاده (آستی سابق) جهت تحصیل دوره متوسطه به تبریز نقل مکان کرد. ایشان دوره متوسط را در دبیرستان نجات تا سطح سوم نظری به پایان رساند که به دلایلی ترک تحصیل نمود و هم زمان با تحصیلات در کار کشاورزی و دامداری کمک حال خانواده بود. وی فردی خوش رو، مذهبی و اجتماعی بود و از نظر اخلاق و رفتار و منش و حس از خودگذشتگی زبان زد خاص و عام بود. همزمان با شروع انقلاب همگام با مردم در فعالیتهای سیاسی و اجتماعات نظیر راهپیمائی ها شرکت می کرد و با وقوع جنگ تحمیلی در سال 1363 جهت گذراندن دوران مقدس سربازی به خدمت اعزام شد و پس از طی دور آموزش نظامی در پادگان عجب شیر به محور غرب یعنی جبهه مهران عزیمت نمود تا این که آخرین بار در نوروز سال 1364 به مرخصی آمد و پس از بازگشت مجدد به جبهه نهایتاً در مورخه 1364/03/02 در منطقه صالح آباد- مهران در اثر اصابت گلوله خمپاره به سنگرشان در اثر موج انفجار به فیض شهادت نائل شدند. وی در دوران خدمت خاطراتی به یادگار گذاشته است که مختصراً به چند مورد از آنها به قرار زیر اشاره می کنم .

1- بنا به روایت فرمانده گردان ایشان در زمان آموزش نظامی در پادگان عجب شیر بین دوستان و همرزمانشان قرار بر این می گذارند که قرعه کشی کنند مبنی بر این که مشخص کنند که هر کس بعد از تقسیم شدن از پادگان و عزیمت به جبهه چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد قرعه کشی نمودند و به هر کسی قرعه ای نظیر اسارت، ترخیص، مجروحیت، جانباز و غیره افتاد و به ایشان به قید قرعه شهادت افتاد بنا به گفته ایشان از همان اوان مشخص بود که به فیض شهادت نائل خواهند شد .

2- ایشان به همرزمان خود گفته بود که نخواهم گذاشت پرچم اسلام و انقلاب زمین بماند تا خون در رگهایم جاری است به نبرد ادامه خواهم داد و در این رابطه همه فامیل در خواب ایشان را همیشه به صورت پرچم به دست می بینند .

3- در آخرین نامه ای که قبل (سه روز قبل از شهادت) از شهادتش به برادرش نوشته بود اظهار کرده بود که مرخصی گرفته و قرار است دو سه روز دیگر به مرخصی خواهد آمد که قبل از رسیدن موعد مرخصی به شهادت رسیده بود .

4- بنا به اظهار مادر شهید در آخرین وداع ایشان به منطقه موقع خداحافظی از مادرش چندین بار برگشته و خداحافظی نموده طوری که انگار به ایشان الهام شده بود که به شهادت خواهند رسید و این موضوع را همسایه ها متوجه شده و تحت تأثیر قرار گرفته بودند .

شایان ذکر است نوشتن نامه با عجله صورت پذیرفته است قبلاً از اشتباهات املائی و بد خط بودن عذرخواهی می نمایم.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش