| محمدعلی ترابی طاقانکی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 20/06/1347 |
| شهادت | دیماه ۱۳۶۵ |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | سوم متوسطه |
| خانواده | نام پدر: |
شهید محمدعلی ترابی طاقانکی
زندگینامه
20/06/1347 محمدعلی ۲۰شهریور سال ۱۳۴۷ در طاقانک به دنیا آمد. در دوران نوزادی به بیماری سختی مبتلا شد و تا حد مرگ پیش رفت ولی خداوند تقدیرش این بود که شفا پیدا کند تا در راه دفاع از اسلام شهید شود. سال ۱۳۵۴ و در سن هفت سالگی وارد دبستان شد. تا ۱۱ سالگی در دبستان مشغول تحصیل بود. دوره راهنمایی را در مدرسه شهادت و دوره دبیرستان را تا سال سوم در مدرسه شهید استکی شهرکرد گذراند. در دوران اوج مبارزات انقلاب ده ساله بود. انقلاب که پیروز شد او به بسیج پیوست و در مدت کوتاهی عضو فعال این نهاد انقلابی شد. او در راه برقراری امنیت بای مردم تلاش زیادی به عمل آورد. اولین باری که موفق به حضور در جبهه شد، شانزده ساله بود. بعد از آن به سپاه پیوست. محمدعلی از روزی که به جبهه رفت تا دیماه ۱۳۶۵ که در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید، از جبهه غافل نشد. در عملیات والفجر۸ و کربلای ۵ شرکت داشت. محمدعلی درجبهه با آرپی جی ۷ شکارچی تانک های دشمن بود.
خاطرات
آرزویش شهادت بود. نزدیک عملیات کربلای ۵ یک شب در عالم خواب سیدکمال فاضل دهکردی فرمانده شهید گردان یازهرا(س) را دیدند که یک لیوان آب به محمدعلی داد و ایشان آن را نوشیدند. صبح وقتی از خواب بیدار شد خواب را با خنده و خوشحالی برایم تعریف کرد و گفت: این لیوان، لیوان آب نبود بلکه شربت شهادت بود و واقعاً این خوابی بود که به حقیقت پیوست و این آخرین باری بود که ما او را دیدیم.
وصیتنامه
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
با درود و سلام بر پیغمبران حق، از آدم تا خاتم و با سلام بر منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله اعظم ارواحنا له الفداء و نایب برحقش امام امت و با سلام بر شهیدان از صدر تاکنون و با سلام بر خانواده های معظم [شهدا]].
پدران و مادران این بنده حقیر با آگاهی کامل و با توفیق خداوند متعال توانستم قدم در این راه خونین اباعبدالله حسین (ع) بگذارم. پس حمد و سپاس و ستایش خدای را که منت بر این بنده حقیر گذاشت و نصیب ما کرد تا بتوانیم قدم در این راه خونین که خون پاک هزاران هزار شهید ریخته شده، بگذارم و با عنایت خداوند، جان خود را نثار اسلام نماییم. خداوند نیز، انسان را به خاطر همین آفریده که در روی زمین خلیفه الله باشد و دین خدا را یاری کند. پس پدر و مادرم باید افتخار کنید که خداوند چنین لیاقتی به این خانواده عطا کرده و افتخار کنید که لااقل توانسته اید فرزندی تربیت کنید که در راه اسلام و در راه پیاده کردن احکام اسلام کشته شود . اگر پیرو حسین و مکتب حسین (ع) هستید در شهادت من هیچ گونه احساس ناراحتی نکنید. مبادا ناراحت شوید، که با ناراحت شدن شما دشمن شاد می شود. هر لحظه ممکن است که شیطان ما را فریب دهد و ما را به اشتباه بیاندازد، مبادا حب دنیا و حب فرزند باعث شود که نتوانیم در راه اسلام قدم برداریم. روایتی از رسول خدا (ص) به این مضمون نقل شده که حضرت می فرماید: هرگاه مصیبتی بر تو وارد آمد شیطان وسوسه ات می کند که او جوان بود، حیف بود اگر مانده بود دکتر، مهندس و غیره می شد، عصاکش پدرش می شد تا اینکه تاب و تحمل نیاورده با اعتراض به قضا و قدر وا دارد . هرگاه مصیبتی بر تو وارد آمد بگو إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ
همه از خداییم و بازگشت همه به سوی اوست. راستش بگو چه کسی تا به حال در دنیا مانده که بچه تو بماند؟ همه می میرند یکی زودتر دیگری دیرتر، پس هر چه زودتر جلوی وسوسه شیطان را بگیرید، چه بسا افرادی که دیوانه شدند به واسطه مصیبتی که به آنها وارد آمد و گرفتار امراض روانی گردیدند، خیالاتی شدند. اگر کسی بگوید من شیطان را نمی بینم که فریبش را نخورم و پیرویش نکنم درست است که او را نمی بینی ولی کارش را که می-فهمی، وسوسه کار عمدۀ ابلیس است. هر گاه دیدی خیال شر و گناه در تو پیدا شد، بدان وسوسۀ ابلیس است و او دارد کارش را می کند. گاهی انسان را با رفیق نامناسب به جایی می برد که افراد ضدانقلاب هستند، کمونیست هایا... عمل شیطان را خوب ملاحظه کنید. می گویند اگر شیطان دشمن آدمی است پس چگونه انسان از دشمنی اطاعت می کند؟ پس ای برادران و خواهران وظیفه ما چیست؟ در قبال این خون ها این مسئولیت بزرگ که با خون هر شهیدی به آن اضافه می شود و سنگین تر می شود، اگر زمان امام حسین (ع) نبودیم که ندای هل من ناصر ینصرنی اش لبیک بگوییم اکنون در این موقع که اسلام به یاری ما نیاز و احتیاج دارد، اگر پیرو حسین (ع) هستیم وظیفۀ ماست که از هر راهی که می توانیم اسلام را یاری کنیم و جبهه ها را خالی نگذاریم که دشمنان اسلام در کمین هستند. مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید چون در روز قیامت باید جواب آن خون ها را بدهید. پس حالا که خداوند بر ما بندگان خاص خود منت گذاشته و این جنگ را وسیله آزمایش ما قرار داده است تا اینکه امتحانی بس بزرگ برای مسلمانان باشد. پس خیلی باید حواسمان جمع باشد که شیطان فریبمان ندهد . مسئله مهم دیگری که می خواستم تذکر دهم این است که به قرآن اهمیت بیشتری بدهید و بیشتر با آن آشنا شوید. مبادا در پیش شما قرآن و نهج البلاغه غریب باشد چون کلاً تمامی مسائل زندگی انسان در قرآن نهفته است و کتاب آسمانی مسلمانان می باشد. خیلی به قرآن اهمیت بدهید و از آن استفاده کنید. خداوند به انسان استعدادهای فراوانی عطا نموده و این استعدادها تنها با تربیت اسلامی رشد و نمو می کند. پس انسان باید استعدادهایی که خداوند به او عطا کرده با تربیت رشد بدهد تا به مقام والای انسانیت ارتقاء یابد . در پایان از کلیه برادران و خواهران تقاضا می کنم برای ادامه راه شهداء امام را تنها نگذارند. چون تنها گذاشتن امام تنها گذاشتن اسلام است. در این موقعیت در بسیج شرکت نمایید و در مجالس شرکت کنید. مساجد را خالی نگذارید، رزمندگان را یاری کنید و اگر توانایی حضور در جبهه را دارید به جبهه قدم گذارید و اگر نمی توانید در جبهه حضور پیدا کنید در پشت جبهه اسلام را یاری کنید و به سخنان امام گوش فرا دهند و به آنها عمل نمایند. در آخر از پدر و مادر و برادرانم و کلیه اقوام و دوستانم طلب حلالیت و بخشش می نمایم. [۱]