ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد =محمد قدمیاری|تصویر = jpg12 KBInsert link
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها = رزمنده
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات = نامشخص
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر [[ اسماعیل ]]
}}
==خاطرات==
* موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
من خودم سه بار خواب ایشان را دیدم که می آمد و می گفت:من با شما را می بینم اما شما من را نمی بینید.راوی صدیقه حیدری * موضوع خواب و رویای روياي شهادت محمد یک روز گفت: من خواب دیدم که شهید می شوم. برای همین رفت به مسجد روستا و پشت بلند گو از مردم حلالیت طلبید. چون م گفت: اگر من شهید شدم مدیون از این دنیا نروم.راوی معصومه قدمیاری * موضوع خواب و روياي شهادتشهيد یک شب محمد به من گفت:مادر من خواب دیدم که امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) به من می گفتند:باید از اسلام دفاع کنید و نگذارید دشمنان بر شما پیروز شوند بعد به من گفت:شما باید رضایت بدهید تا من به جبهه بروم.راوی معصومه قدمیاریمتن کامل خاطره * موضوع احساس مسؤليت
همسر محمد یک روز برای من تعریف کرد که من می خواستم به همراه محمد به نیشابور بروم کنار ماشین که می خواستیم سوار شویم یک زن با بچه اش ایستاده بود محمد روبه من کرد و گفت:برای چه سوار نمی شوید آن زن گفت:منتظر شوهرم هستم رفته پول قرض کند تا بیاید برویم بچه ام را ببریم دکتر محمد وقتی این را شنید دست در چیبش کرد تا به آن زن پول بدهد اما دید خودش هم پول ندارد بعد رفت و از یکی از اهالی مقداری پول قرض کرد و به آن زن داد آن زن از او تشکر کرد و رفت. وطن دوستیموضوع وطن دوستيراوی صدیقه حیدریمتن کامل خاطرهسمانه قدمیاری
یکبار محمد به من گفت:حالا که صدام به وطن ما تجاوز کرده من از جبهه برنمی گردم تا آنها را از خاک میهنمان بیرون کنیم و تا زمانی که و تا زمانی که جان در بدن داشته باشم جلوی این غاصبین خاک کشورمان می ایستم و با آنها مبارزه می کنم.راوی صدیقه حیدری
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16580 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>==رده=={{ترتیبپیشفرض: محمد_قدمیاری}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]