ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محمد کاظم حبیب

۴ بایت اضافه‌شده، ‏۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۰
- روزی که پیکر مطهر [[سردار]] [[شهید ولی الله چراغعلی]] را تشییع کردند کاظم آبا با لباس فرم سپاه شرکت کرده بود بعد از این که از تشییع جنازه برگشت گفت : یکی دیگر از دوستانم رفت و من هنوز در این دنیا مانده ام . نمی دانم عراقی ها چرا در جبهه مرا نمی بینند مثل اینکه کور هستند دوست دارم تیری هم به من بزنند تا به آرزویم برسم .
- سر سفره عقد بعد از اینکه خطبه عقد خوانده شد کاظم آقا شروع به دعا خواندن کرد و اولین دعای ایشان این بود که اللهم الرزقنا شهادتنا فی الاسلام و به من گفت : که آمین بگویم . من مکث کردم و آمین نگفتم و گفتم : بهتر است این دعا را دو نفری بخوانیم ایشان گفت : خیر من دعا می کنم و شما فقط آمین بگو وادامه داد من فکر می کنم بیش از چهار سال بیشتر نتوانیم با هم باشیم . این حرف دقیقاً تحقق پیدا کرد و شهادت ایشان روز سوم شعبان چهار سال بعد اتفاق افتاد ما در [[نیمه شعبان ]] ازدواج کردیم و در شعبان هم ایشان به شهادت رسید
- آقای حبیب در منطقه یکسره به دنبال کار بود و خیلی کم می خوابید و استراحت می کرد یکروز که از منطقه به سمت مشهد می آید به علت کار زیاد و عدم استراحت کافی در محدوده ی نیشابور به علت خستگی زیاد یک لحظه چشمهایش روی هم می رود و ماشین چپ می کند و ایشان همانجا به شهادت می رسد .
۱٬۶۳۴
ویرایش