شهید حجت الله مرادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
   
 
   
  
==زندگینامه==
+
زندگینامه
»سفر کرده ام تا بجویم سرت را «... . شهید حجت الله مرادى، دانش آموز مؤدّب دبیرستان سعدى و
+
»سفر کرده ام تا بجویم سرت را «... . شهید حجت الله مرادى، دانش آموز مؤدّب دبیرستان سعدى و طلبة مهذب مدرسه امام صادق(ع) بود. سه سال در حوزه به تحصیل و تکمیل معارف الهى پرداخت و در
طلبة مهذب مدرسه امام صادق(ع) بود. سه سال در حوزه به تحصیل و تکمیل معارف الهى پرداخت و در
+
 
کنار فراگیرى علم، به تهذیب نفس اهتمام مى وزرید؛ چنانکه دوشنبه ها و پنجشنبه ها را روزه مى گرفت.
 
کنار فراگیرى علم، به تهذیب نفس اهتمام مى وزرید؛ چنانکه دوشنبه ها و پنجشنبه ها را روزه مى گرفت.
 
توجه خاصى به نماز اول وقت داشت و آن را بر همه کارها ترجیح مى داد. در بحبوحه انقلاب اسلامى،
 
توجه خاصى به نماز اول وقت داشت و آن را بر همه کارها ترجیح مى داد. در بحبوحه انقلاب اسلامى،
 
با خطاطى و شعارنویسى نقش مؤثرى را در مبارزات و ترویج فرهنگ انقلاب ایفا مى نمود.
 
با خطاطى و شعارنویسى نقش مؤثرى را در مبارزات و ترویج فرهنگ انقلاب ایفا مى نمود.
او جبهه را محل تکامل معنوى و شهادت و جهاد را فوز عظیم مى دانست. به همین خاطر روانة
+
او جبهه را محل تکامل معنوى و [[شهادت]] و جهاد را فوز عظیم مى دانست. به همین خاطر روانة
 
جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. در یکى از عملیات ها مجروح و پس از بهبود، باز براى دومین بار عازم
 
جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. در یکى از عملیات ها مجروح و پس از بهبود، باز براى دومین بار عازم
جبهه گشت و در عملیات طریق القدس در جبهه بستان در محاصره چهل روزه اى دشمن قرار گرفت.
+
جبهه گشت و در عملیات [[طریق القدس]] در جبهه بستان در محاصره چهل روزه اى دشمن قرار گرفت.
 
هفتاد و چند روز از این واقعه گذشت، تا تن بى سر و جسد پاره پاره او را در تابوتى سه رنگ، روى
 
هفتاد و چند روز از این واقعه گذشت، تا تن بى سر و جسد پاره پاره او را در تابوتى سه رنگ، روى
 
دستان با کرامت مردم اصفهان تشییع کردند.
 
دستان با کرامت مردم اصفهان تشییع کردند.
شگفت آنکه از مادر شهید نقل شده است که: فرزندم مى گفت: مادرم من مى روم ولى بى سر
+
شگفت آنکه از مادر [[شهید]] نقل شده است که: فرزندم مى گفت: مادرم من مى روم ولى بى سر
 
برمى گردم و چنین شد... . او رفت تا به پیمانى که با برادر شهیدش حشمت الله بسته بود وفا کند.
 
برمى گردم و چنین شد... . او رفت تا به پیمانى که با برادر شهیدش حشمت الله بسته بود وفا کند.
  
==وصیتنامه==
+
وصیتنامه
اى برادران عزیز! شما را به خدا از تفرقه و تشتّت بپرهیزید و اختلافات جزئى را کنار بگذارید که اسلام عزیز را بتوانیم هر چه زودتر به کشورهاى دیگر جهان و ملل محروم و زیر سلطه جهان صادر کنیم.
+
اى برادران عزیز! شما را به خدا از تفرقه و تشتّت بپرهیزید و اختلافات جزئى را کنار بگذارید که اسلام عزیز را بتوانیم هر چه زودتر به کشورهاى دیگر جهان و ملل محروم و زیر سلطه جهان صادر کنیم.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/515 سایت خین]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
منبع: سایت خین
+
Image:515.jpg
http://khayyen.ir/shahid/515
+
 
 +
 
 +
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:حجت_الله_مرادی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای خین]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان اصفهان]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان اصفهان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۶

نام : مرادی / حجت الله نام پدر : اسماعیل تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۰۷-۲۰ محل تولد : اصفهان تاریخ شهادت : ۱۳۶۰-۱۲-۱ محل شهادت : بستان - طریق القدس شهرستان : اصفهان یگان : مسئولیت : تحصیلات : محل تحصیل : مدرسه علمیه امام صادق(ع) - اصفهان گلزار : گلستان شهدای اصفهان


زندگینامه »سفر کرده ام تا بجویم سرت را «... . شهید حجت الله مرادى، دانش آموز مؤدّب دبیرستان سعدى و طلبة مهذب مدرسه امام صادق(ع) بود. سه سال در حوزه به تحصیل و تکمیل معارف الهى پرداخت و در کنار فراگیرى علم، به تهذیب نفس اهتمام مى وزرید؛ چنانکه دوشنبه ها و پنجشنبه ها را روزه مى گرفت. توجه خاصى به نماز اول وقت داشت و آن را بر همه کارها ترجیح مى داد. در بحبوحه انقلاب اسلامى، با خطاطى و شعارنویسى نقش مؤثرى را در مبارزات و ترویج فرهنگ انقلاب ایفا مى نمود. او جبهه را محل تکامل معنوى و شهادت و جهاد را فوز عظیم مى دانست. به همین خاطر روانة جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. در یکى از عملیات ها مجروح و پس از بهبود، باز براى دومین بار عازم جبهه گشت و در عملیات طریق القدس در جبهه بستان در محاصره چهل روزه اى دشمن قرار گرفت. هفتاد و چند روز از این واقعه گذشت، تا تن بى سر و جسد پاره پاره او را در تابوتى سه رنگ، روى دستان با کرامت مردم اصفهان تشییع کردند. شگفت آنکه از مادر شهید نقل شده است که: فرزندم مى گفت: مادرم من مى روم ولى بى سر برمى گردم و چنین شد... . او رفت تا به پیمانى که با برادر شهیدش حشمت الله بسته بود وفا کند.

وصیتنامه اى برادران عزیز! شما را به خدا از تفرقه و تشتّت بپرهیزید و اختلافات جزئى را کنار بگذارید که اسلام عزیز را بتوانیم هر چه زودتر به کشورهاى دیگر جهان و ملل محروم و زیر سلطه جهان صادر کنیم.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت خین

رده‌ها