شهید حجت الله مرادی: تفاوت بین نسخهها
Heydari9711 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۸: | سطر ۲۸: | ||
وصیتنامه | وصیتنامه | ||
| − | اى برادران عزیز! شما را به خدا از تفرقه و تشتّت بپرهیزید و اختلافات جزئى را کنار بگذارید که اسلام عزیز را بتوانیم هر چه زودتر به کشورهاى دیگر جهان و ملل محروم و زیر سلطه جهان صادر کنیم. | + | اى برادران عزیز! شما را به خدا از تفرقه و تشتّت بپرهیزید و اختلافات جزئى را کنار بگذارید که اسلام عزیز را بتوانیم هر چه زودتر به کشورهاى دیگر جهان و ملل محروم و زیر سلطه جهان صادر کنیم.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/515 سایت خین]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:515.jpg | |
| − | + | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:حجت_الله_مرادی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای خین]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان اصفهان]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان اصفهان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۶
نام : مرادی / حجت الله نام پدر : اسماعیل تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۰۷-۲۰ محل تولد : اصفهان تاریخ شهادت : ۱۳۶۰-۱۲-۱ محل شهادت : بستان - طریق القدس شهرستان : اصفهان یگان : مسئولیت : تحصیلات : محل تحصیل : مدرسه علمیه امام صادق(ع) - اصفهان گلزار : گلستان شهدای اصفهان
زندگینامه »سفر کرده ام تا بجویم سرت را «... . شهید حجت الله مرادى، دانش آموز مؤدّب دبیرستان سعدى و طلبة مهذب مدرسه امام صادق(ع) بود. سه سال در حوزه به تحصیل و تکمیل معارف الهى پرداخت و در کنار فراگیرى علم، به تهذیب نفس اهتمام مى وزرید؛ چنانکه دوشنبه ها و پنجشنبه ها را روزه مى گرفت. توجه خاصى به نماز اول وقت داشت و آن را بر همه کارها ترجیح مى داد. در بحبوحه انقلاب اسلامى، با خطاطى و شعارنویسى نقش مؤثرى را در مبارزات و ترویج فرهنگ انقلاب ایفا مى نمود. او جبهه را محل تکامل معنوى و شهادت و جهاد را فوز عظیم مى دانست. به همین خاطر روانة جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. در یکى از عملیات ها مجروح و پس از بهبود، باز براى دومین بار عازم جبهه گشت و در عملیات طریق القدس در جبهه بستان در محاصره چهل روزه اى دشمن قرار گرفت. هفتاد و چند روز از این واقعه گذشت، تا تن بى سر و جسد پاره پاره او را در تابوتى سه رنگ، روى دستان با کرامت مردم اصفهان تشییع کردند. شگفت آنکه از مادر شهید نقل شده است که: فرزندم مى گفت: مادرم من مى روم ولى بى سر برمى گردم و چنین شد... . او رفت تا به پیمانى که با برادر شهیدش حشمت الله بسته بود وفا کند.
وصیتنامه اى برادران عزیز! شما را به خدا از تفرقه و تشتّت بپرهیزید و اختلافات جزئى را کنار بگذارید که اسلام عزیز را بتوانیم هر چه زودتر به کشورهاى دیگر جهان و ملل محروم و زیر سلطه جهان صادر کنیم.[۱]