شهید صبر علی جعفری قوشخانه: تفاوت بین نسخهها
Bagheri9711 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید صبر علی جعفری قوشخانه تاریخ تولد :1347/05/07 تاریخ شهادت : 1367/04/14 محل شهادت :...» ایجاد کرد) |
|||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | شهید صبر علی جعفری قوشخانه | + | [[شهید صبر علی جعفری قوشخانه]] |
| − | تاریخ تولد :1347/05/07 | + | تاریخ تولد : [[1347/05/07]] |
| − | تاریخ شهادت : 1367/04/14 | + | تاریخ شهادت : [[1367/04/14]] |
محل شهادت : طلائیه | محل شهادت : طلائیه | ||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| + | |||
| + | [[شهيد]] صبرعلي جعفري در سال 1347 در خانواده اي مذهبي و زحمتکش در روستای قوشخانه از توابع استان خراسان شمالی ديده به جهان هستی گشود . | ||
وی دوران طفوليت خود را در دامان پر مهر و محبت خانواده سپري كرد. او با رسیدن به سن واجب التعلیم، راهی محیط علم و دانش شد و تحصیلات خود را تا سال سوم راهنمایی با موفقیت پشت سر گذاشت . | وی دوران طفوليت خود را در دامان پر مهر و محبت خانواده سپري كرد. او با رسیدن به سن واجب التعلیم، راهی محیط علم و دانش شد و تحصیلات خود را تا سال سوم راهنمایی با موفقیت پشت سر گذاشت . | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۳: | ||
سرانجام این سرباز فداکار ارتش اسلام، در تاريخ 1367/05/01 در حالي كه به لب ذكر صلوات و در دل شور ديدار داشت، به دست منافقين و بعثيان كور دل به سوی معبودش رهسپار گشت و به کاروان شهدای هشت سال دفاع مقدس پیوست . | سرانجام این سرباز فداکار ارتش اسلام، در تاريخ 1367/05/01 در حالي كه به لب ذكر صلوات و در دل شور ديدار داشت، به دست منافقين و بعثيان كور دل به سوی معبودش رهسپار گشت و به کاروان شهدای هشت سال دفاع مقدس پیوست . | ||
| − | + | ==وصیت نامه== | |
| − | وصیت نامه | + | |
اين وصيت نامه اين جانب سرباز وظيفه صبر علي جعفري است . | اين وصيت نامه اين جانب سرباز وظيفه صبر علي جعفري است . | ||
| سطر ۲۸: | سطر ۲۹: | ||
به نام آنكه جهان هستي را از عدم به وجود آورده و جهان باقي را دار آخرت فرموده است . | به نام آنكه جهان هستي را از عدم به وجود آورده و جهان باقي را دار آخرت فرموده است . | ||
| − | در اين دل شب، شبي كه در نبرد دشمن خدا، صداميان كافر در جدار كوه ها و سنگرها براي رضاي خدا و رسول در حفظ لواي اسلام با تمام همسنگران در اين جنگ تحميلي به عنوان دفاع از ميهن اسلام و قرآن ميرزميم، لازم دانستم اين وصيت را نوشته باشم. اگر سعادت ياريم کرد و به فيض شهادت نائل آمدم، جنازه ام در صورت شناسايي به پدرم و برادرم و خواهرم تحويل و آنها به خاك بسپارند . | + | در اين دل شب، شبي كه در نبرد دشمن خدا، صداميان كافر در جدار كوه ها و سنگرها براي رضاي خدا و رسول در حفظ لواي اسلام با تمام همسنگران در اين جنگ تحميلي به عنوان دفاع از ميهن اسلام و قرآن ميرزميم، لازم دانستم اين وصيت را نوشته باشم. اگر سعادت ياريم کرد و به فيض [[شهادت]] نائل آمدم، جنازه ام در صورت شناسايي به پدرم و برادرم و خواهرم تحويل و آنها به خاك بسپارند . |
پدر مهربانم! به وسيله اين وصيت از تو حلاليت مي خواهم كه بعد از خدا و رسول، اولين ولي نعمت ما هستي كه در آن زندگي فلاكت بار بدون مادر نمي دانم چه ها كشيدي و مرا به اين جا رساندي. در مصيبتم ناراحت نباش و از خدا صبر و اجر بخواه . | پدر مهربانم! به وسيله اين وصيت از تو حلاليت مي خواهم كه بعد از خدا و رسول، اولين ولي نعمت ما هستي كه در آن زندگي فلاكت بار بدون مادر نمي دانم چه ها كشيدي و مرا به اين جا رساندي. در مصيبتم ناراحت نباش و از خدا صبر و اجر بخواه . | ||
| − | برادرجان! گر چه تو را تنها گذاشتم، از عوض من از پدرم تکریم به عمل آور و روي قبر مادرم در عوض من فاتحه بخوان. بگو مادر! صبرعلي شهيد شد و با افتخار به حضورت خواهد آمد و تو را پيش بانو حضرت زهرا (سلام الله علیها) سر بلند خواهد كرد . | + | برادرجان! گر چه تو را تنها گذاشتم، از عوض من از پدرم تکریم به عمل آور و روي قبر مادرم در عوض من فاتحه بخوان. بگو مادر! صبرعلي [[شهيد]] شد و با افتخار به حضورت خواهد آمد و تو را پيش بانو حضرت زهرا (سلام الله علیها) سر بلند خواهد كرد . |
خواهرم ! جان تو جان برادرم رضا و پدرم. اگر مرا دوست داري، در غم جوانيم صبور باش . | خواهرم ! جان تو جان برادرم رضا و پدرم. اگر مرا دوست داري، در غم جوانيم صبور باش . | ||
| سطر ۴۳: | سطر ۴۴: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
خاطره از زبان خواهر شهید : | خاطره از زبان خواهر شهید : | ||
| − | مرتبه آخری كه برادرم به مرخصی آمده بود بسيار خوشحال بود و به من می گفت: اين دفعه هم لباس هايم را بشور، ان شاء الله آخرين باری است كه تو را به زحمت مي اندازم . | + | مرتبه آخری كه برادرم به مرخصی آمده بود بسيار خوشحال بود و به من می گفت: اين دفعه هم لباس هايم را بشور، ان شاء الله آخرين باری است كه تو را به زحمت مي اندازم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41263 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | http:// | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۰
شهید صبر علی جعفری قوشخانه
تاریخ تولد : 1347/05/07
تاریخ شهادت : 1367/04/14
محل شهادت : طلائیه
محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - قدس - بهشت معصومه
محتویات
زندگی نامه
شهيد صبرعلي جعفري در سال 1347 در خانواده اي مذهبي و زحمتکش در روستای قوشخانه از توابع استان خراسان شمالی ديده به جهان هستی گشود .
وی دوران طفوليت خود را در دامان پر مهر و محبت خانواده سپري كرد. او با رسیدن به سن واجب التعلیم، راهی محیط علم و دانش شد و تحصیلات خود را تا سال سوم راهنمایی با موفقیت پشت سر گذاشت .
صبرعلی در سن 11 سالگي، مادر خویش را از دست داد و با وجود مشکلاتی که بر سر راه داشت، از ادامه تحصیل بازماند و به کارگری در شركت تيغه سازي و قالب سازي پرداخت. او با اطرافیانش بسیار خوش رفتار بود و حسن اخلاق وي، همكارانش را تحت تأثير قرار داده بود. حدود سه سال در كارخانه به کار و فعالیت پرداخت و پس از آن، در تاريخ 18 مهر ماه 1366، بعد از اخذ دفترچه آماده به خدمت، راهی خدمت مقدس سربازي در ارتش جمهوري اسلامي ايران شد .
شهید جعفری ، نیمی از خدمت خود را در راه دفاع از میهن اسلام ی سپری کرد. او در آخرين مرخصیش و هنگام خداحافظي، شوري ديگر در سر داشت و به اطرافیان مي گفت که ان شاء الله اين بار به پابوس مولايم حسين بن علي (علیه السلام) خواهم رفت .
سرانجام این سرباز فداکار ارتش اسلام، در تاريخ 1367/05/01 در حالي كه به لب ذكر صلوات و در دل شور ديدار داشت، به دست منافقين و بعثيان كور دل به سوی معبودش رهسپار گشت و به کاروان شهدای هشت سال دفاع مقدس پیوست .
وصیت نامه
اين وصيت نامه اين جانب سرباز وظيفه صبر علي جعفري است .
به نام آنكه جهان هستي را از عدم به وجود آورده و جهان باقي را دار آخرت فرموده است .
در اين دل شب، شبي كه در نبرد دشمن خدا، صداميان كافر در جدار كوه ها و سنگرها براي رضاي خدا و رسول در حفظ لواي اسلام با تمام همسنگران در اين جنگ تحميلي به عنوان دفاع از ميهن اسلام و قرآن ميرزميم، لازم دانستم اين وصيت را نوشته باشم. اگر سعادت ياريم کرد و به فيض شهادت نائل آمدم، جنازه ام در صورت شناسايي به پدرم و برادرم و خواهرم تحويل و آنها به خاك بسپارند .
پدر مهربانم! به وسيله اين وصيت از تو حلاليت مي خواهم كه بعد از خدا و رسول، اولين ولي نعمت ما هستي كه در آن زندگي فلاكت بار بدون مادر نمي دانم چه ها كشيدي و مرا به اين جا رساندي. در مصيبتم ناراحت نباش و از خدا صبر و اجر بخواه .
برادرجان! گر چه تو را تنها گذاشتم، از عوض من از پدرم تکریم به عمل آور و روي قبر مادرم در عوض من فاتحه بخوان. بگو مادر! صبرعلي شهيد شد و با افتخار به حضورت خواهد آمد و تو را پيش بانو حضرت زهرا (سلام الله علیها) سر بلند خواهد كرد .
خواهرم ! جان تو جان برادرم رضا و پدرم. اگر مرا دوست داري، در غم جوانيم صبور باش .
پيام آخرم به شما و تمام جوانان غيور وطن، به خصوص نزديكان من: در حفظ اسلام و قرآن و وطن و آب و خاك كوشا باشيد و از اين امام بزرگوار، ابراهيم زمان، رهبر و نائب بر حق امام زمان (عجل الله فرجه)، خميني روحی فداه، تقدير و فرامين مقدسش را اطاعت کنید و تا آخرين نفس با دشمنان اسلام بجنگيد .
ان تنصرالله ينصركم
والسلام علی من اتبع الهدي
خاطرات
خاطره از زبان خواهر شهید :
مرتبه آخری كه برادرم به مرخصی آمده بود بسيار خوشحال بود و به من می گفت: اين دفعه هم لباس هايم را بشور، ان شاء الله آخرين باری است كه تو را به زحمت مي اندازم.[۱]