شهید حشمت الله سهرابی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهید حشمت الله سهراب ی
+
[[شهیدحشمت الله سهرابی]]
  
 
نام پدر: برومند
 
نام پدر: برومند
  
محل تولد: دره شهر ا ی لام
+
محل تولد: دره شهر ایلام
  
تار ی خ تولد: ۴۸
+
[[تاریخ تولد: ۴۸]]
  
تار ی خ شهادت: ۹۲/۴/۲
+
[[تاریخ شهادت: ۹۲/۴/۲]]
  
محل شهادت: حلب، سور ی ه
+
محل شهادت: حلب، سوریه
  
محل دفن: دره شهر ا ی لام
+
محل دفن: دره شهر ایلام
  
 
وصعبت تاهل: متاهل
 
وصعبت تاهل: متاهل
سطر ۱۸: سطر ۱۸:
  
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
حشمت سهراب ی فرزند برومند به سال ۴۸ شمس ی ، در روستا ی «ارمو» (توابع شهرستان «دره شهر» در استان «ا ی لام» ) متولد شد. و ی پس از آغاز نبرد عل ی ه «مزدوران سعود ی » و «پ ی روان اسلام آمر ی کا یی » در «سور ی ه»، جهت دفاع از حرم «بانو ی مقاومت» حضرت ز ی نب کبر ی (سلام الله عل ی ها ) راه ی ا ی ن کشور شد و سرانجام به تار ی خ دوم ت ی رماه ۹۲ شمس ی ، در منطقه «حماء» بال در بال ملائک گشود. پ ی کر پاک «حشمت سهراب ی » در زادگاهش درجوار امامزاده س ی د س ی ف الد ی ن محمد(ع) شهرستان دره شهر ا ی لام تش یی ع و تا ظهور مولا ی ش به امانت سپرده شد .
+
حشمت سهرابی فرزند برومند به سال ۴۸ شمسی ، در روستای «ارمو» (توابع شهرستان «دره شهر» در استان «ایلام» ) متولد شد. وی پس از آغاز نبرد علیه «مزدوران سعودی » و «پیروان اسلام آمریکایی » در «سوریه»، جهت دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) راهی این کشور شد و سرانجام به تاریخ دوم تیرماه ۹۲ شمسی ، در منطقه «حماء» بال در بال ملائک گشود. پیکر پاک «حشمت سهرابی » در زادگاهش درجوار امامزاده سید سیف الدین محمد(ع) شهرستان دره شهر ایلام تشییع و تا ظهور مولایش به امانت سپرده شد .
  
از ا ی ن مدافع حرمِ شه ی د، دو پسر به نام ها ی حس ی ن ۱۱ ساله و محمد ۷ ساله به ی ادگار مانده است .
+
از این مدافع حرمِ شهید، دو پسر به نام های حسین ۱۱ ساله و محمد ۷ ساله به یادگار مانده است .
  
مزار ی ادبود شه ی د حشمت الله سهراب ی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا ی تهران، در جوار مزار شه ی د احمد کاظم ی احداث شد تا محل ی باشد برا ی مراجعه دوستان و اقوام ی که امکان حضور بر سر مزار اصل ی ا ی ن شه ی د بزرگوار برا ی شان فراهم ن ی ست .
+
مزار یادبود شهید حشمت الله سهرابی در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران، در جوار مزار شهید احمد کاظمی احداث شد تا محلی باشد برای مراجعه دوستان و اقوامی که امکان حضور بر سر مزار اصلی این شهید بزرگوار برایشان فراهم نیست .
  
  
سطر ۲۹: سطر ۲۹:
 
1. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،
 
1. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،
  
ا ی ن روزها بازار شهادت فرزندانِ حضرت روح الله، گرم است و مدافعان حرم ز ی نب ی ، ی ک به ی ک به عهد خود با «س ی د الشهدا(صلوات الله عل ی ه )» وفا م ی کنند. در ا ی ن م ی ان، تعداد ی از مدافعان حرم، به واسطه ی دور ی از پا ی تخت و قرار نداشتن در جوار کانون‌ها ی خبر ی ، پشت ابر ی از گم نام ی و ب ی نشان ی پنهان مانده اند. گرچه ساحت قدسِ آن مجاهدان، از چن ی ن ابتلائات ی مبر ی است اما، برا ی جامانده گان و رهروان آن شه ی دان، زشت است که از شناختن پرچم داران فردا ی ا ی ن امت محروم باشند. «حشمت سهراب ی » ی ک ی از آن مدافعان حرم ی است که متاسفانه تقر ی با در افکار عموم ی ملت مسلمان ا ی ران شناخته شده ن ی ستند
+
این روزها بازار [[شهادت]] فرزندانِ حضرت روح الله، گرم است و مدافعان حرم زینبی ، یک به یک به عهد خود با «سید الشهدا(صلوات الله علیه )» وفا می کنند. در این میان، تعدادی از مدافعان حرم، به واسطه ی دوری از پایتخت و قرار نداشتن در جوار کانون‌های خبری ، پشت ابری از گمنامی و بی نشانی پنهان مانده اند. گرچه ساحت قدسِ آن مجاهدان، از چنین ابتلائاتی مبری است اما، برای جامانده گان و رهروان آن شهیدان، زشت است که از شناختن پرچم داران فردای این امت محروم باشند. «حشمت سهرابی » یکی از آن مدافعان حرمی است که متاسفانه تقری با در افکار عمومی ملت مسلمان ایران شناخته شده نیستند.
  
  
  
  
2. عکس فرزندان شه ی د حشمت سهراب ی در کنار حاج قاسم سل ی مان ی
+
2. عکس فرزندان شهید حشمت سهرابی در کنار حاج قاسم سلیمانی
  
  
  
3. شه ی دن ی وز : شه ی د حشمت سهراب ی ی ک ی از مدافعان حرم حضرت ز ی نب (س) است که برا ی پاسدار ی از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا ن ی ز به شهادت رس ی د .
+
3. شهید نیوز : شهید حشمت سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت زینب (س) است که برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا نیز به [[شهادت]] رسید .
  
امروز اگر اقتدار، آرامش و امن ی ت ا ی ران اسلام ی در جهان طن ی ن‌انداز است، از جان‌نثار ی‌ ها ی عز ی زان ی است که با تقد ی م جانشان، ی ت ی م ی فرزندان خود را به جان خر ی دند تا کس ی جرئت تعد ی به کشورمان را نداشته باشد و در حال ی که تمام ی منطقه در آتش فتنه‌انگ ی ز داعش و استکبار جه ان ی م ی‌ سوزد، ‌ا ی ران اسلام ی سربلند و آرام، مدافع تمام ی مظلومان منطقه ن ی ز باشد. شه ی د حشمت سهراب ی ی ک ی از مدافعان حرم حضرت ز ی نب (س) است که برا ی پاسدار ی از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا ن ی ز به شهادت رس ی د . در گفت‌وگو با نج ی به ش ی خ ی همسر ا ی ن شه ی د، شمه‌ا ی از زندگ ی و منش او را تقد ی م حضورتان م ی‌ کن ی م .
+
امروز اگر اقتدار، آرامش و امنیت ایران اسلامی در جهان طنین‌ انداز است، از جان‌نثاری‌ های عزیزانی است که با تقدیم جانشان، یتیمی فرزندان خود را به جان خریدند تا کسی جرئت تعدی به کشورمان را نداشته باشد و در حالی که تمامی منطقه در آتش فتنه‌انگیز [[داعش]] و استکبار جهانی می‌ سوزد، ‌ایران اسلامی سربلند و آرام، مدافع تمامی مظلومان منطقه نیز باشد. شهید حشمت سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت زینب (س) است که برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا نیز به [[شهادت]] رسید . در گفت‌وگو بانجی به شیخی همسر این شهید، شمه‌ای از زندگی و منش او را تقدیم حضورتان می‌ کنیم .
  
برا ی شروع از زندگ ی و نحوه آشنا یی‌ تان با شه ی د بگو یی د .
+
برای شروع از زندگی و نحوه آشناییتان با شهید بگویید .
  
همسرم سال۱۳۴۸در روستا ی ارمو دره شهر استان ا ی لام متولد شد. پدرش کشاورز و زحمتکش بود و با رزق حلال فرزندانش را ترب ی ت م ی‌ کرد . من با شه ی د سهراب ی سال۱۳۷۹ ازدواج کردم و دل ی ل انتخاب همسرم محجبه بودنم بود. حاصل زندگ ی‌ مان دو پسر شش ساله و ۱۰ساله است .
+
همسرم سال۱۳۴۸در روستای ارمو دره شهر استان ایلام متولد شد. پدرش کشاورز و زحمتکش بود و با رزق حلال فرزندانش را تربیت می‌ کرد . من با شهید سهرابی سال۱۳۷۹ ازدواج کردم و دلیل انتخاب همسرم محجبه بودنم بود. حاصل زندگی‌ مان دو پسر شش ساله و ۱۰ساله است .
  
چه شد که همسرتان مس ی ر مجاهدت و شهادت را در پ ی ش گرفت؟
+
چه شد که همسرتان مسیر مجاهدت و شهادت را در پیش گرفت؟
  
همسرم از ۱۳- ۱۲سالگ ی برا ی تحص ی ل به اهواز رفته بود، همانجا ن ی ز روح شهادت‌طلب ی او ب ی دار شد و عازم جبهه‌ها ی نبرد حق عل ی ه باطل شد و زمان جنگ تحم ی ل ی بارها در جبهه حضور ی افته بود. بعد از جنگ هم همچنان آمادگ ی خود برا ی دفاع از ارزش‌ها را حفظ کرده بود، تا ا ی نکه قض ی ه جسارت سلف ی‌ ها به حرم حضرت ز ی نب (س) پ ی ش آمد و غ ی رتش به جوش آمد. م ی‌ گفت با ی د بروم و از حر ی م آل‌الله دفاع کنم، د ی گران م ی‌ گفتند چرا م ی‌ رو ی ؟ ! گفت شما نم ی‌ دان ی د آنجا چه خبر است اگر بدان ی د خودتان هم م ی‌ رو ی د و از حر ی م رسول خدا دفاع م ی‌ کن ی د . همسرم م ی‌ گفت من س ی مم ب ه س ی م حضرت ز ی نب (س) وصل است. منظورش ا ی ن بود که ارتباط قلب ی ز ی اد ی با ب ی‌ ب ی ز ی نب (س)‌برقرار کرده است .
+
همسرم از ۱۳- ۱۲سالگی برای تحصیل به اهواز رفته بود، همانجا نیز روح شهادت‌طلبی او بیدار شد و عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و زمان جنگ تحمیلی بارها در جبهه حضوری افته بود. بعد از جنگ هم همچنان آمادگی خود برای دفاع از ارزش‌ها را حفظ کرده بود، تا اینکه قضیه جسارت سلفی‌ ها به حرم حضرت زینب (س) پیش آمد و غیرتش به جوش آمد. می‌ گفت باید بروم و از حریم آل‌الله دفاع کنم، دیگران می‌ گفتند چرا می‌ روی ؟ ! گفت شما نمی‌ دانید آنجا چه خبر است اگر بدانید خودتان هم می‌ روید و از حریم رسول خدا دفاع می‌ کنید . همسرم می‌ گفت من سیمم به سیم حضرت زینب (س) وصل است. منظورش این بود که ارتباط قلبی زیادی با بی‌ بی زینب (س)‌برقرار کرده است .
  
از نحوه شهادتش اطلاع دار ی د؟
+
از نحوه شهادتش اطلاع دارید؟
  
همسرم با تله انفجار ی تکف ی ر ی‌ ها در منطقه (حما) سور ی ه به شهادت رس ی د . با من راجع به شهادتش حرف ی نم ی‌ زد . به دوستش گفته بود: «خواب د ی دم بالا ی سر دوستم که شه ی د بود گر ی ه م ی‌ کنم . آن شه ی د از خاک ب ی رون آمد و گفت گر ی ه نکن، پشت سرت را نگاه کن، پشت سرم را نگاه کردم د ی دم سرم را بر ی ده‌اند و رو ی س ی نه‌ام گذاشته‌اند.» حشمت با دوست و همرزمش سردار ماشاء‌الله ش ی بان ی دهقان با تله انفجار ی تکف ی ر ی‌ ها به شهادت رس ی د .
+
همسرم با تله انفجاری تکفیری‌ ها در منطقه (حما) سوریه به شهادت رسید. با من راجع به شهادتش حرفی نمی‌ زد . به دوستش گفته بود: «خواب دیدم بالای سر دوستم که شهید بود گریه می‌ کنم . آن شهید از خاک ب ی رون آمد و گفت گر ی ه نکن، پشت سرت را نگاه کن، پشت سرم را نگاه کردم دیدم سرم را بریده‌اند و روی سینه‌ام گذاشته‌اند.» حشمت با دوست و همرزمش سردار ماشاء‌الله ش یبان ی دهقان با [[تله انفجاری تکفیری‌ ها]] به شهادت رسید .
  
کدام ی ک از خصوص ی ات اخلاق ی ا ی شان بارزتر بود؟
+
کدام ی ک از خصوص ی ات اخلاق ی ایشان بارزتر بود؟
  
همسرم عاشق س ی دالشهدا بود. هرسال ماه محرم لباس مشک ی به تن م ی‌ کرد و نسبت به ائمه اطهار(ع) تعصب داشت. وقت ی م ی‌ شن ی د تکف ی ر ی‌ ها به حرم حضرت ز ی نب‌ (س) نزد ی ک شدند، م ی‌ گفت غ ی رتم اجازه نم ی‌ دهد تحمل کنم به ناموس اهل ب ی ت (س) تعرض شود. اواخر خ ی ل ی وابسته حضرت ز ی نب‌ (س) بود. حشمت خ ی ل ی صبور و با گذشت بود و آرامش خاص ی داشت. او مانند ی ار ی صد ی ق و مهربان بود، بعد از شهادتش هم هروقت به مشکل ی برم ی‌ خورم از روح بلندش مدد م ی‌ طلبم و به فرموده قرآن که شهدا زنده‌اند خ ی ل ی زود مشکلم حل م ی‌ شود .
+
همسرم عاشق سیدالشهدا بود. هرسال ماه محرم لباس مشکی به تن می‌ کرد و نسبت به ائمه اطهار(ع) تعصب داشت. وقتی می‌ شنید تکفیری‌ ها به حرم حضرت زینب‌ (س) نزدیک شدند، می‌ گفت غیرتم اجازه نمی‌ دهد تحمل کنم به ناموس اهل بیت (س) تعرض شود. اواخر خیلی وابسته حضرت زینب‌ (س) بود. حشمت خیلی صبور و با گذشت بود و آرامش خاصی داشت. او مانند یاری صدیق و مهربان بود، بعد از شهادتش هم هروقت به مشکلی برمی‌ خورم از روح بلندش مدد می‌ طلبم و به فرموده قرآن که شهدا زنده‌اند خیلی زود مشکلم حل می‌ شود .
  
فرزندانتان با شهادت پدر چطور روبه‌روشدند؟
+
فرزندانتان با شهادت پدر چطور رو به‌ رو شدند؟
  
پسر بزرگم م ی‌ گو ی د تا عمر دارم بابا ی ادم نم ی‌ رود . پسرم نم ی‌ خواهد من ناراحت شوم. وقت ی به مداح ی گوش م ی‌ کنم و اشک م ی‌ ر ی زم مانع م ی‌ شود . پسر کوچکم م ی‌ گو ی د هر وقت به ی اد بابام م ی‌ افتم اشک در چشمانم جمع م ی‌ شود دلم برا ی فرزندانم م ی‌ سوزد . د ی گر با ی د برا ی شان هم پدر با شم و هم مادر، ی ت ی م ی فرزندانم فدا ی حضرت ز ی نب (س). دوست دارم پسرانم راه پدرشان را ادامه دهند، همسر شه ی دم م ی‌ گفت پسرم حس ی ن با ی د احکام اسلام را ی اد بگ ی رد ی عن ی روحان ی و پسر کوچکم با ی د پاسدار اسلام شود و برا ی تبل ی غ و حما ی ت از اسلام دفاع کند. پسر کوچکم م ی‌ گو ی د من با ی د راه پدرم را ادامه بدهم و شه ی د شوم .
+
پسر بزرگم می‌ گوید تا عمر دارم بابا یادم نمی‌ رود . پسرم نمی‌ خواهد من ناراحت شوم. وقتی به مداحی گوش می‌ کنم و اشک می‌ریزم مانع می‌ شود . پسر کوچکم می‌ گوید هر وقت به یاد بابام می‌ افتم اشک در چشمانم جمع می‌ شود دلم برای فرزندانم می‌ سوزد . دیگر باید برایشان هم پدر باشم و هم مادر، یتیمی فرزندانم فدای حضرت زینب (س). دوست دارم پسرانم راه پدرشان را ادامه دهند، همسر شهیدم می‌ گفت پسرم حسین باید احکام اسلام را یاد بگیرد یعنی روحانی و پسر کوچکم باید پاسدار اسلام شود و برای تبلیغ و حمایت از اسلام دفاع کند. پسر کوچکم می‌ گوید من باید راه پدرم را ادامه بدهم و شهید شوم .
  
حضور شه ی دتان را در زندگ ی احساس م ی‌ کن ی د؟
+
حضور شهیدتان را در زندگی احساس می‌ کنید؟
  
بعض ی وقت‌ها که مشکل ی برا ی م پ ی ش م ی‌ آ ی د و خسته م ی‌ شوم به حشمت م ی‌ گو ی م نگذار عذاب بکشم، انگار صدا ی م را م ی‌ شنود و مشکلم رفع م ی‌ شود . برا ی کارها ی روز‌مره‌ام روحش کمکم م ی‌ کند، او به من ی اد داده دن ی ا محل آزما ی ش است، محل آسا ی ش ن ی ست .
+
بعضی وقت‌ها که مشکلی برایم پیش می‌ آید و خسته می‌ شوم به حشمت می‌ گویم نگذار عذاب بکشم، انگار صدایم را می‌ شنود و مشکلم رفع می‌ شود . برای کارهای روز‌مره‌ام روحش کمکم می‌ کند، او به من یاد داده دنیا محل آزمایش است، محل آسایش نیست .
  
به نظرتان همسر شما خود را لا ی ق شهادت کرده بود؟
+
به نظرتان همسر شما خود را لایق شهادت کرده بود؟
  
خودم عق ی ده‌ام ا ی ن است که امام حس ی ن (ع) انتخابش کرد. امام حس ی ن (ع) محرم سال ۶۱ هجر ی که به مصاف دشمنان اسلام ناب محمد ی رفت زن و بچه و اهل ب ی ت خود را با خودش همراه کرد، اهل‌ب ی ت امام حس ی ن‌ (ع) مص ی بت را تحمل کردند. ما هم با ی د ا ی ن راه را ادامه ده ی م . من وقت ی شوهرم ش ه ی د شد، از عق ی له بن ی‌ هاشم خواستم به ما صبر بدهد و کمک کند .
+
خودم عیده‌ام این است که امام حسین (ع) انتخابش کرد. امام حسین (ع) محرم سال ۶۱ هجری که به مصاف دشمنان اسلام ناب محمدی رفت زن و بچه و اهل بیت خود را با خودش همراه کرد، اهل‌بیت امام حسین‌ (ع) مصیبت را تحمل کردند. ما هم باید این راه را ادامه دهیم . من وقتی شوهرم شهید شد، از عقیله بنی‌ هاشم خواستم به ما صبر بدهد و کمک کند .
  
راجع به مظلوم ی ت مردم سور ی ه چه م ی‌ گفت؟
+
راجع به مظلومیت مردم سوریه چه می‌ گفت؟
 +
می‌ گفت مردم بی چاره‌ای هستند مردم سوریه خیلی آدم‌های خوبی هستند منطقه لازقیه و حما منطقه شیعه و سنی‌ نشین بود اما مردم در کمال دوستی و آرامش زندگی می‌ کردند . امنیتی که ما داریم کشورهای منطقه ما ندارند، مردم سوریه رهبر ما را خیلی دوست دارند. یکی پدرش شهید شد عربی می‌ گفت فدای رهبرم آیت‌الله خامنه‌ای شوم. آقا امام‌حسین (ع) قبول کند پدرم فدای آقای خامنه‌ای . شوهرم می‌ گفت من از محبت آنها به رهبرم تعجب کردم.<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/06/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85/ سایت تکریم شهدای مدافع حرم]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
  
م ی‌ گفت مردم ب ی چاره‌ا ی هستند مردم سور ی ه خ ی ل ی آدم‌ها ی خوب ی هستند منطقه لازق ی ه و حما منطقه ش ی عه و سن ی‌ نش ی ن بود اما مردم در کمال دوست ی و آرامش زندگ ی م ی‌ کردند . امن ی ت ی که ما دار ی م کشورها ی منطقه ما ندارند، مردم سور ی ه رهبر ما را خ ی ل ی دوست دارند. ی ک ی پدرش شه ی د شد ع رب ی م ی‌ گفت فدا ی رهبرم آ ی ت‌الله خامنه‌ا ی شوم. آقا امام‌حس ی ن (ع) قبول کند پدرم فدا ی آقا ی خامنه‌ا ی . شوهرم م ی‌ گفت من از محبت آنها به رهبرم تعجب کردم.
+
<gallery>
  
 +
Image:1189267_369-150x150.jpg
 +
Image:1189263_123-150x150.jpg
  
منبع:
+
</gallery>
 
+
==پانویس==
http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/06/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85/
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۰

شهیدحشمت الله سهرابی

نام پدر: برومند

محل تولد: دره شهر ایلام

تاریخ تولد: ۴۸

تاریخ شهادت: ۹۲/۴/۲

محل شهادت: حلب، سوریه

محل دفن: دره شهر ایلام

وصعبت تاهل: متاهل

تعداد فرزندان : ۲

زندگینامه

حشمت سهرابی فرزند برومند به سال ۴۸ شمسی ، در روستای «ارمو» (توابع شهرستان «دره شهر» در استان «ایلام» ) متولد شد. وی پس از آغاز نبرد علیه «مزدوران سعودی » و «پیروان اسلام آمریکایی » در «سوریه»، جهت دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) راهی این کشور شد و سرانجام به تاریخ دوم تیرماه ۹۲ شمسی ، در منطقه «حماء» بال در بال ملائک گشود. پیکر پاک «حشمت سهرابی » در زادگاهش درجوار امامزاده سید سیف الدین محمد(ع) شهرستان دره شهر ایلام تشییع و تا ظهور مولایش به امانت سپرده شد .

از این مدافع حرمِ شهید، دو پسر به نام های حسین ۱۱ ساله و محمد ۷ ساله به یادگار مانده است .

مزار یادبود شهید حشمت الله سهرابی در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران، در جوار مزار شهید احمد کاظمی احداث شد تا محلی باشد برای مراجعه دوستان و اقوامی که امکان حضور بر سر مزار اصلی این شهید بزرگوار برایشان فراهم نیست .


خاطرات و گزارشات

1. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،

این روزها بازار شهادت فرزندانِ حضرت روح الله، گرم است و مدافعان حرم زینبی ، یک به یک به عهد خود با «سید الشهدا(صلوات الله علیه )» وفا می کنند. در این میان، تعدادی از مدافعان حرم، به واسطه ی دوری از پایتخت و قرار نداشتن در جوار کانون‌های خبری ، پشت ابری از گمنامی و بی نشانی پنهان مانده اند. گرچه ساحت قدسِ آن مجاهدان، از چنین ابتلائاتی مبری است اما، برای جامانده گان و رهروان آن شهیدان، زشت است که از شناختن پرچم داران فردای این امت محروم باشند. «حشمت سهرابی » یکی از آن مدافعان حرمی است که متاسفانه تقری با در افکار عمومی ملت مسلمان ایران شناخته شده نیستند.



2. عکس فرزندان شهید حشمت سهرابی در کنار حاج قاسم سلیمانی


3. شهید نیوز : شهید حشمت سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت زینب (س) است که برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا نیز به شهادت رسید .

امروز اگر اقتدار، آرامش و امنیت ایران اسلامی در جهان طنین‌ انداز است، از جان‌نثاری‌ های عزیزانی است که با تقدیم جانشان، یتیمی فرزندان خود را به جان خریدند تا کسی جرئت تعدی به کشورمان را نداشته باشد و در حالی که تمامی منطقه در آتش فتنه‌انگیز داعش و استکبار جهانی می‌ سوزد، ‌ایران اسلامی سربلند و آرام، مدافع تمامی مظلومان منطقه نیز باشد. شهید حشمت سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت زینب (س) است که برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا نیز به شهادت رسید . در گفت‌وگو بانجی به شیخی همسر این شهید، شمه‌ای از زندگی و منش او را تقدیم حضورتان می‌ کنیم .

برای شروع از زندگی و نحوه آشناییتان با شهید بگویید .

همسرم سال۱۳۴۸در روستای ارمو دره شهر استان ایلام متولد شد. پدرش کشاورز و زحمتکش بود و با رزق حلال فرزندانش را تربیت می‌ کرد . من با شهید سهرابی سال۱۳۷۹ ازدواج کردم و دلیل انتخاب همسرم محجبه بودنم بود. حاصل زندگی‌ مان دو پسر شش ساله و ۱۰ساله است .

چه شد که همسرتان مسیر مجاهدت و شهادت را در پیش گرفت؟

همسرم از ۱۳- ۱۲سالگی برای تحصیل به اهواز رفته بود، همانجا نیز روح شهادت‌طلبی او بیدار شد و عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و زمان جنگ تحمیلی بارها در جبهه حضوری افته بود. بعد از جنگ هم همچنان آمادگی خود برای دفاع از ارزش‌ها را حفظ کرده بود، تا اینکه قضیه جسارت سلفی‌ ها به حرم حضرت زینب (س) پیش آمد و غیرتش به جوش آمد. می‌ گفت باید بروم و از حریم آل‌الله دفاع کنم، دیگران می‌ گفتند چرا می‌ روی ؟ ! گفت شما نمی‌ دانید آنجا چه خبر است اگر بدانید خودتان هم می‌ روید و از حریم رسول خدا دفاع می‌ کنید . همسرم می‌ گفت من سیمم به سیم حضرت زینب (س) وصل است. منظورش این بود که ارتباط قلبی زیادی با بی‌ بی زینب (س)‌برقرار کرده است .

از نحوه شهادتش اطلاع دارید؟

همسرم با تله انفجاری تکفیری‌ ها در منطقه (حما) سوریه به شهادت رسید. با من راجع به شهادتش حرفی نمی‌ زد . به دوستش گفته بود: «خواب دیدم بالای سر دوستم که شهید بود گریه می‌ کنم . آن شهید از خاک ب ی رون آمد و گفت گر ی ه نکن، پشت سرت را نگاه کن، پشت سرم را نگاه کردم دیدم سرم را بریده‌اند و روی سینه‌ام گذاشته‌اند.» حشمت با دوست و همرزمش سردار ماشاء‌الله ش یبان ی دهقان با تله انفجاری تکفیری‌ ها به شهادت رسید .

کدام ی ک از خصوص ی ات اخلاق ی ایشان بارزتر بود؟

همسرم عاشق سیدالشهدا بود. هرسال ماه محرم لباس مشکی به تن می‌ کرد و نسبت به ائمه اطهار(ع) تعصب داشت. وقتی می‌ شنید تکفیری‌ ها به حرم حضرت زینب‌ (س) نزدیک شدند، می‌ گفت غیرتم اجازه نمی‌ دهد تحمل کنم به ناموس اهل بیت (س) تعرض شود. اواخر خیلی وابسته حضرت زینب‌ (س) بود. حشمت خیلی صبور و با گذشت بود و آرامش خاصی داشت. او مانند یاری صدیق و مهربان بود، بعد از شهادتش هم هروقت به مشکلی برمی‌ خورم از روح بلندش مدد می‌ طلبم و به فرموده قرآن که شهدا زنده‌اند خیلی زود مشکلم حل می‌ شود .

فرزندانتان با شهادت پدر چطور رو به‌ رو شدند؟

پسر بزرگم می‌ گوید تا عمر دارم بابا یادم نمی‌ رود . پسرم نمی‌ خواهد من ناراحت شوم. وقتی به مداحی گوش می‌ کنم و اشک می‌ریزم مانع می‌ شود . پسر کوچکم می‌ گوید هر وقت به یاد بابام می‌ افتم اشک در چشمانم جمع می‌ شود دلم برای فرزندانم می‌ سوزد . دیگر باید برایشان هم پدر باشم و هم مادر، یتیمی فرزندانم فدای حضرت زینب (س). دوست دارم پسرانم راه پدرشان را ادامه دهند، همسر شهیدم می‌ گفت پسرم حسین باید احکام اسلام را یاد بگیرد یعنی روحانی و پسر کوچکم باید پاسدار اسلام شود و برای تبلیغ و حمایت از اسلام دفاع کند. پسر کوچکم می‌ گوید من باید راه پدرم را ادامه بدهم و شهید شوم .

حضور شهیدتان را در زندگی احساس می‌ کنید؟

بعضی وقت‌ها که مشکلی برایم پیش می‌ آید و خسته می‌ شوم به حشمت می‌ گویم نگذار عذاب بکشم، انگار صدایم را می‌ شنود و مشکلم رفع می‌ شود . برای کارهای روز‌مره‌ام روحش کمکم می‌ کند، او به من یاد داده دنیا محل آزمایش است، محل آسایش نیست .

به نظرتان همسر شما خود را لایق شهادت کرده بود؟

خودم عیده‌ام این است که امام حسین (ع) انتخابش کرد. امام حسین (ع) محرم سال ۶۱ هجری که به مصاف دشمنان اسلام ناب محمدی رفت زن و بچه و اهل بیت خود را با خودش همراه کرد، اهل‌بیت امام حسین‌ (ع) مصیبت را تحمل کردند. ما هم باید این راه را ادامه دهیم . من وقتی شوهرم شهید شد، از عقیله بنی‌ هاشم خواستم به ما صبر بدهد و کمک کند .

راجع به مظلومیت مردم سوریه چه می‌ گفت؟ می‌ گفت مردم بی چاره‌ای هستند مردم سوریه خیلی آدم‌های خوبی هستند منطقه لازقیه و حما منطقه شیعه و سنی‌ نشین بود اما مردم در کمال دوستی و آرامش زندگی می‌ کردند . امنیتی که ما داریم کشورهای منطقه ما ندارند، مردم سوریه رهبر ما را خیلی دوست دارند. یکی پدرش شهید شد عربی می‌ گفت فدای رهبرم آیت‌الله خامنه‌ای شوم. آقا امام‌حسین (ع) قبول کند پدرم فدای آقای خامنه‌ای . شوهرم می‌ گفت من از محبت آنها به رهبرم تعجب کردم.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت تکریم شهدای مدافع حرم